نداريد قومى را كه خدا بر ايشان غضب كرده و ايشان از آخرت - يعنى روز رجعت - مأيوس گشتهاند چنانكه از اهل قبور نوميد گشتهاند و گمان زنده شدن در حقّ ايشان ندارند .
أيها الناس سلوني قبل أن تفقدوني ؛ زيرا كه من بر راههاى آسمان داناترم از راههاى زمين . منم بزرگ مؤمنين و آخر اوصياى ماضين . منم زبان متّقين و وارث نبيّين و خليفهء رسول رب العالمين . منم قاسم جهنم و خازن بهشت و صاحب اعراف و نيست از ما امامى مگر آنكه دوستان خود را شناسد چنانكه خدا فرموده :
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرٌ وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 1 » .
اى گروه ، از من بپرسيد پيش از آنكه در جانب مشرق فتنه حادث گردد و بعد از مردن و زنده شدن مردم ، پاى خود را بردارد و بر اجزاى خود گذارد و راه رود ، پيش از آنكه آتش يا هيمهء بسيار در جانب مغرب افروخته شود ، و پيش از آنكه فتنه يا عداوت و كينه يا مثل آن ، مانند انتقام كشيدن دامن برزده آواز واويلاه درآورد ، پس از آنكه شيعيان با يكديگر اختلاف نمايند و گويند : قائم عليه السّلام وفات كرد يا هلاك شد و به كدام بيابان رفت و تأويل اين آيه :
ثُمَّ رَدَدْنا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَ أَمْدَدْناكُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِينَ وَ جَعَلْناكُمْ أَكْثَرَ نَفِيراً
« 2 » ظاهر گردد و از براى آن علاماتى باشد . اوّل آنها قلعهبندى كوفه باشد با قراولان و نگهبانان و خندق ساختن و سوزانيدن و پاره كردن مشكهاى آب است و راويهها از كوچههاى كوفه و معطّل گذاشتن مساجد تا چهل شب و جنبانيدن سه پرگار بيرق در اطراف مسجد كوفه كه هرسه را بيرق هدايت گويند با آنكه قاتل و مقتول در آتش باشند .
ديگر قتل بسيار و مرگ بىشمار و كشتن نفس زكيّه در پشت كوفه با هفتاد نفر ، و ذبح ديگر در ما بين ركن و مقام و كشتن سبع مظفّر است به طريق صبر از براى بيعت نمودن به بتها با بسيارى از شياطين انس .
و از جملهء آن علامات ، خروج سفيانى است با بيرق سبز و خاص از طلا و سردارى مردى از قبيلهء كلب . پس دوازده هزار به سوى مكّه و مدينه فرستد با سردارى مردى از
هامش
( 1 ) . سورهء رعد ، آيهء 7 : « . . . تو فقط بيمدهندهاى ؛ و براى هر گروهى هدايتكنندهاى است ( ؛ و اينها همه بهانه است ، نه براى جستجوى حقيقت ) » .
( 2 ) . سورهء اسرى ، آيهء 6 : « سپس شما را بر آنها چيره مىكنيم ؛ و شما را بوسيلهء داراييها و فرزندانى كمك خواهيم كرد ؛ و نفرات شما را بيشتر ( از دشمن ) قرار مىدهيم » .