مؤلف گويد : توجيه اين حديث در حديث بيست و يكم گذشت .
در حديث سى و ششم به روايت ابى هريره ، فرمود كه : « قيام نكند ، تا آنكه مالك شود مردى از اهل بيت من كه قسطنطنيه و جبل ديلم را فتح كند » .
در حديث سى و هفتم به روايت قيس بن جابر ، فرمود : كه « بيايند به زودى خلفا بعد از خلفا و . . . و ملوك جبابره بعد از يكديگر تا آنكه خروج كند مردى از اهل بيت من كه زمين را پر از عدل گرداند » .
در حديث سى و هشتم به روايت ابو سعيد ، فرمود كه : « از ما است كسى كه عيسى بن مريم پشت او نماز كند » .
در حديث سى و نهم به روايت جابر بن عبد اللّه ، فرمود كه : « عيسى بن مريم نازل شود و گويد كه : امير ايشان مهدى است . به او گويند كه : به ما نماز گذار . او گويد كه : بعضى از شما بر بعضى امير است » .
در حديث چهلم به روايت عبد اللّه بن عباس ، فرمود كه : « هلاك نگردد امتى كه من اول ايشان و مهدى در وسط ايشان و عيسى بن مريم در آخر ايشان باشد » « 1 » .
مؤلف گويد : على بن عيسى در كتاب كشف الغمه گفته كه : محمّد بن يوسف بن محمّد كنجى شافعى در اول كتاب كفاية الطالب ذكر كرده كه : اين كتاب را به طريق عامه تأليف كردم و از اسانيد شيعه عارى نمودم ، تا آنكه احتجاج به آن محكم شود . يعنى عامه نگويند كه راوى حديث چون شيعه است ، اعتبار ندارد . زيرا در باب مهدى مدعى مىباشند . بعد از آن بيست و پنج باب در خصوص مهدى ترتيب داده و ذكر اخبار باب نموده به اين ترتيب :
باب اول در خروج مهدى در آخر زمان ؛ و در آن چند حديث ذكر نموده .
باب دوم در بيان اينكه مهدى از عترت من و از اولاد فاطمه است ؛ و در آن نيز چند حديث آورده .
باب سوم در اينكه مهدى از سادات بهشت است ؛ و در آن نيز چند حديث ذكر كرده .
باب چهارم در امر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به بيعت مهدى عليه السّلام ؛ و در آن نيز احاديثى ذكر كرده .
هامش
( 1 ) . كشف الغمّه ، ج 3 ، ص 267 - 274 و بحار الانوار ، ج 51 ، ص 78 - 85 .