دينها برداشته شود و همه دين يكى شود ؛ چنانكه خدا فرموده :
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ
« 1 » و نيز فرموده :
وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِينَ
« 2 » .
تا آنكه مفضّل عرض كرد : اى مولاى من ، مهدى عليه السّلام در كدام سرزمين ظهور خواهد كرد ؟ فرمود : در وقت ظهورش چشم هيچكس او را نبيند و هركس غير از اين گويد او را تكذيبش كنيد . مفضل عرض كرد كه : اى آقاى من ، آيا مهدى عليه السّلام در وقت ولادتش ديده مىشود ؟ فرمود : آرى ، دو سال و نه ماه از وقت ولادتش - كه وقت صبح جمعهء هشتم ماه شعبان سال دويست و پنجاه و هفت باشد - تا شب جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال دويست و شصتم هجرى براى همهكس ديده مىشود و آنروز روزى است كه پدرش در شهرى كه در كنار دجله مىباشد وفات مىكند ، و آن شهر را مرد متكبر ظالم گمراه كه نامش " جعفر " و لقبش " متوكل " باشد بنا خواهد كرد و او متاكل است ، يعنى خورنده لعنت خدا .
بر او باد لعنت خدا ، و آن شهر را " سرّ من رأى " گويند و آن ساء من يرى باشد ، و در سال دويست و شصتم هر مؤمن كه اهل حق است مىبيند و هيچ اهل شك و ريب او را نمىبيند و در آن ، امر و نهى او جارى مىشود و خود از آنجا غايب و پنهان مىشود و در حرم جدش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در قصرى كه در صابر است - و آن نام جايى است در يك سمت مدينه - ظاهر مىشود ، و هركس كه خدا سعادتش كرامت كرده آن حضرت را مىبيند . بعد از آن در روز آخر سال دويست و شصتم غايب و پنهان مىشود و او را هيچ چشم نمىبيند تا وقتى كه همه چشمها او را مىبينند .
مفضّل گويد : عرض كردم : اى آقاى من ، كى با آن حضرت سخن گويد ؟ فرمود : ملائكه و مؤمنان جن با او سخن گويند و امر و نهيش به ثقات و واليان او و وكلاى او بيرون مىآيد و در وقت غيبتش " محمّد بن نصير نميرى " در " صاير " در خانهاش نشسته مىباشد . بعد از آن در مكه ظهور مىكند . يا مفضّل ، بهخدا قسم ، گويا آن حضرت را مىبينم كه داخل مكه
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 19 : « دين در نزد خدا ، اسلام است . . . » .
( 2 ) . همان ، آيهء 85 : « و هركس جز اسلام آيينى براى خود انتخاب كند ، از او پذيرفته نخواهد شد ، و او در آخرت از زيانكاران است » .