سؤال كن ؛ زيرا كه اوست امام عصر . پس به نزد محراب آمدم و از آن بزرگوار سؤال كرده جواب شنيدم و الحال به منزل خود مىروم » « 1 » .
مؤلف گويد كه : " مقدس " مذكور اردبيلى اصل و نجفى مسكن ، از اجلّهء علماى اماميه بوده . صاحب علم و فضل و تصنيف و تأليف و زهد و ورع و كرامات ، و معاصر با شيخ بهايى و مقدم بر عصر علّامه مجلسى بوده و در كتاب " انوار نعمانيه " ذكر كرده كه : « از جمله ورع او اين بود كه كه در نجف اشرف از براى زيارت كاظمين عليهما السّلام و عسكريين عليهما السّلام حيوان كرايه مىكرد و مىرفت و در مراجعت كه شيعيان بغداد نوشتجات به اهل نجف مىنوشتند و به مقدس مىدادند كه برساند ، به جهت اجابت ايشان مىگرفت ؛ لكن پياده مىرفت و سوار بر آن حيوان نمىگرديد و مىگفت كه : صاحب حيوان اذن نداده كه اين نوشتجات را بر آن بار كنم . و ديگر آنكه از منزل خود بيرون مىرفت [ درحالىكه ] عمامه بزرگى بر سر خود مىبست از براى آنكه هرگاه مردى از او عمامه خواهد ، يا آنكه زنى از او توقّع مقنعه كند ، پاره كند و بدهد ، و بسيار اتفاق مىافتاد كه در مراجعت عمامه بر سر نداشت يا آنكه قليلى باقى مانده بود .
و ديگر آنكه در سال گرانى ، طعامى كه در خانه داشت با فقرا قسمت مىكرد و زياده بر قسمت يكى از ايشان ، از براى عيال خود نمىگذاشت . اتفاقا در بعضى از سالهاى گرانى همين كار كرد . زوجهاش با او در اين خصوص معارضه كرد و گفت : در همچو سالى اولاد خودمان را محتاج به گدايى نمودى . چون اين بديد از خانه بيرون آمده روانه به سوى مسجد كوفه گرديد به ارادهء اعتكاف و رفع دلتنگى . پس چون روز دوم شد مردى به در خانه آمد كه چند حيوان با خود داشت كه بر بعضى گندم پاك كرده و بر بعضى آرد نرم بار كرده بود و گفت : اينها را صاحبخانه از براى شما فرستاده و خود در مسجد كوفه اعتكاف نموده . پس آنها را تسليم كرده برفت . چون مقدس برگرديد زوجهاش به او گفت كه : آنكه با اعرابى فرستاده بودى ، رسيد [ و ] خوب بود . مقدس دانست كه از جانب خدا بوده [ پس ] شكر نعمت بجا آورد » « 2 » . و ديگر كرامات و مقامات آن عالىقدر بسيار است . شايد در خاتمه كتاب به بعض آنها اشاره شود ، ان شاء اللّه .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 52 ، ص 174 و 175 .
( 2 ) . الانوار النعمانية ، ج 2 ، ص 302 و 303 .