تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
پيش‌نماز ايشان گفت : شهادت سوم اقرار است به آن‌كه : امير المؤمنين و يعسوب الدين و قائد الغر المحجلين على بن ابى طالب عليه السّلام با يازده نفر از اولاد او اوصياى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و خلفاى بلافصل اويند و بعد از رسول خدا ، پروردگار عالم اطاعت ايشان را بر بندگان واجب فرموده و ايشان را اولياى خود كرده و امر و نهى خود را به زبان ايشان بر بندگان رسانيده و ايشان را در روى زمين بر خلايق حجّت نموده و از براى مخلوق ، اسباب امان گردانيده ؛ زيرا كه خداوند عالم براى پيغمبر خود در شب معراج در مقام " قاب قوسين او ادنى " نام‌هاى اين دوازده نفر را مشافهة ذكر فرموده و امامت و خلافت‌شان را به او اظهار كرده . آن صادق امين و رسول رب العالمين هم به ما خبر داده . چون اين شنيدم خداوند را به شكرانه اين نعمت حمد نمودم و شاد و مسرور گرديدم به‌حدى كه مشقّت سفر از من برفت و موافقت خود را در اين اعتقادات با ايشان اظهار نمودم . ايشان هم مسرور شدند و با من مهربان گرديدند و در زاويه‌اى از زواياى مسجد از براى من منزل معين نمودند و با اعزاز و اكرام با من سلوك مىكردند و تردّد مىنمودند و پيش‌نماز ايشان شب و روز با من بود و مهما امكن [ - تا امكان داشت ] جدايى نمىنمود . روزى از او پرسيدم كه اين بلد را زراعتى كه نباشد [ پس ] ذخيرهء ايشان از كجا مىآيد ؟ گفت : ذخيرهء ايشان از جزيرهء خضراء كه در بحر ابيض است و از بلاد اولاد صاحب الزمان عليه السّلام است مىرسد . گفتم : سالى چند دفعه ؟ گفت : دو دفعه و امسال يك دفعه آمده و دفعهء ديگر مانده . گفتم : تا آن‌چه مدّت مانده ؟ گفت : چهار ماه . من به سبب طول آن مدّت مهموم شدم و چهل روز در نزد ايشان بودم و از براى رسيدن كشتىهاى ذخيره ، دعا مىنمودم تا آن‌كه روز چهلم به كنار دريا از براى رفع اندوه رفته ايستاده بودم و به سمت غربى دريا كه مكان آمدن كشتىها بود نظر مىكردم . ناگاه چيزى سفيد از دور به نظرم رسيد . از اهل بلد پرسيدم كه : در اين دريا مرغ سفيد مىشود ؟ گفتند : نه ، مگر در روى دريا چيزى ديدى ؟ گفتم : آرى . چون اين بشنيدند شاد گرديدند و گفتند همانا اين كشتىهايى باشد از بلاد اولاد امام عليه السّلام از براى ما ذخيره مىآورند . پس نگذشت مگر اندكى كه كشتىها وارد شده در غير وقت معتاد آنها و در جلو آنها كشتى بزرگى وارد شد [ و ] بعد از آن ديگر تا هفت كشتى وارد
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 399 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان