تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
[ و عطا نكند ] بر كسانىكه مأمور گرديده به صله نمودن ايشان در دنياى خود و آخرت خود ، زيانكار بوده باشد ؛ و هرگاه بوده باشند شيعيان ما - وفقهم اللّه تعالى لطاعته - بر اجتماع دل‌هاى ايشان در وفا كردن به آن عهدى كه برايشان اخذ شده ، هر آينه تأخير نمىافتد بر ايشان يمن ملاقات ما و هرآينه تعجيل مىشود در سعادت يافتن ايشان به مشاهده نمودن ما . پس ما را از نظر ايشان غايب نكرده مگر اعمال ناشايسته ايشان كه روز به‌روز به ما مىرسد و ما آن اعمال را از ايشان مكروه مىداريم و خوش نداريم آنها را از ايشان . و اللّه المستعان و هو حسبنا و نعم الوكيل و صلواته على سيدنا البشير النذير محمّد و آله الطاهرين » « 1 » .

[ نوع سوم : توقيعى است كه شيخ طبرسى - عليه الرحمه - در كتاب احتجاج روايت كرده ]

نوع سوم : توقيعى است كه شيخ طبرسى - عليه الرحمه - در كتاب احتجاج روايت كرده از شيخ موثق " ابو عمرو عمرى " رحمه اللّه كه گفته : « ابن ابى غانم قزوينى با جماعتى از شيعه گفتگو نمودند در باب خلف عسكرى عليه السّلام و " ابن ابى غانم " مىگفت كه بعد از آن بزرگوار خلفى نمانده و آن جماعت گفتند كه او را خلف مىباشد . پس در اين باب ايشان [ نامه‌اى ] به ناحيه نوشتند و در جواب ايشان بيرون آمد - به خط شريف آن بزرگوار - مكتوبى كه ترجمه‌اش اين است : « بسم اللّه الرحمن الرحيم . خداوند عافيت دهد ما را و شما را از فتنه‌ها و عطا كند به ما و شما روح يقين را و حفظ نمايد ما را و شما را از بلاى آخر كار ! به‌درستى كه رسيد به من خبر در [ مورد ] ريب واقع شدن جمعى از شما در دين و داخل شدن شك و حيرت در قلوب ايشان در باب ولات امر ايشان . پس ، از اين جهت مغموم و دلتنگ شديم لكن از براى شما نه از براى خودمان ؛ و اين خبر ، بدحال نمود ما را در باب شما نه در باب ما ؛ زيرا كه خداوند با ما باشد . پس ما را به غير او حاجتى نباشد و حق با ما مىباشد . پس به وحشت نمىاندازد ما را كسىكه در خانه خود بنشيند و با ما نباشد و ما صنايع پروردگار خود هستيم و خلق بعد از ما صنايع ما مىباشند . اى جماعت ! چه مىشود شما را كه در شك افتاده‌ايد و در حيرت واقع شده‌ايد ؟ آيا نشنيده‌ايد كه خداى عزّ و جلّ مىفرمايد :
يا
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 53 ، ص 176 - 178 ؛ احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 600 - 602 .