تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 379

مساهمون:

ص٣٧٩
نبخشد . خداوند هدايت را به تو الهام كند و به رحمت خود ، توفيق را به تو لطف فرمايد » « 1 » . تمام شد ترجمهء توقيع رفيع . مؤلف گويد كه : اين توقيع شايد اخبارى است از آن بزرگوار به وقوع واقعه " هلاكو خان " كه از سمت مشرق و بلاد تركستان با لشكر كفر سير [ كرد و ] از نواحى خراسان ، عنان طغيان به سوى عراق عرب كشيد و " مستعصم عباسى " را كه خليفه عصر خود بوده ، گرفته [ و ] هلاك نمود و اهل تقوى را به كشتن او مسرور گردانيد و بغداد و توابع آن را به حيطهء تصرف درآورد و به‌قدر ما شاء اللّه از فرقهء اشرار به " دار البوار " فرستاد ، و بغداد را به دفع اساطين نواصب آباد گردانيد ؛ چنان‌كه وقوع جميع اخبارات ، مشهور و در كتب تواريخ و سير مسطور است . و نيز شايد مستند به اين توقيع بود اخبار مشايخ حلّه هلاكو خان را - بعد از توجه به سمت بغداد به تحريك " خواجه نصير الدين " قدّس سرّه و تردّد او در محاصره بغداد نظر به قلّت استعداد و ملاحظهء مهابت و سطوت و دولت مستعصم و كثرت لشكر - به اين‌كه امام ما خبر داده ما را به ظفر و نصرت خان . پس بايد در امر خود خائف و هراسان نگردد و اهل حلّه را امان مرحمت فرمايد و ايشان را رعيّت و خواهان خود داند ولدى الحاجه در عداد و انصار و اعوان خود شمارد . و گرفتن ايشان از او خط امان را و رعايت خان ايشان را بعد از غلبه و استيلاء بر وجه سهل و آسان . و اگر نبود بر وجود و حقيقت اين خلاصهء موجود مگر همين توقيع هرآينه كافى بود از براى فاضل و دانى و رفيع و وضيع و الحمد للّه و المنّة . دوم آنها ، توقيعى است كه در روز پنجشنبه ، بيست و سوم ماه ذى الحجه سال چهارصد و دوازدهم ، به شيخ مفيد رحمه اللّه رسيده به روايت بحار ، و ترجمهء آن اين است : « اين مكتوب از جانب بندهء خدا مىباشد . آن بنده [ اى ] كه در راه خدا مربوط گرديده به سوى كسىكه الهام شده به سوى حق و دليل حقّ . بسم اللّه الرّحمن الرّحيم . سلام عليك ! اى آن كسىكه بنده صالح - كه ناصر حقّ و خواننده و دعوت‌كنندهء مردم به سوى كلمهء صدق مىباشى - به‌درستى كه ما حمد مىكنيم خدا را كه غير از او خدايى نيست و اوست
هامش
( 1 ) . احتجاج طبرسى ، ج 2 ، ص 569 - 599 ، ح 359 .