مستند به اين مأخذ نكرد ؛ بلكه اجمالا مستند به رؤياى بعض صلحا نمود ، و ذكر نمود كه از بعض اخيار به ما رسيده و مجرب گرديده .
حقير چون اصل مأخذ آنرا نمىدانستم ، اعتمادم بر عمل اول در قضاء حاجات بيشتر بود ، تا آنكه در نجف اشرف به اين مأخذ مطلع شدم و ظاهر اين مأخذ چنانكه گذشت تعيين سورهء فتح و سورهء نصر است و آن عالم هم تعيين ايندو سوره كرد و فاضل معاصر مذكور هم در كتاب .
بلكه دور نيست كه خصوص وقت نيمه آخر شب هم معيّن باشد ؛ زيرا در آنوقت راوى مأمور به عمل شد ، و اطلاق در كلام - كه مستند غير آنوقت شود - نيست و قدر متيقّن همان وقت است ، و آن عالم هم آخر شب را تعيين نمود . بلكه معاصر مذكور از كتاب " بلد الامين كفعمى " نقل كرده كه بهعلاوهء تعيين هردو سوره ، غسل را هم قبل از نماز و زيارت اضافه كرده . اگرچه از كتاب " مصباح الزائر " عدم تعيين سورهاى را هم نقل نموده ، و مستند اضافه و ذكر غسل در كلام " كفعمى " شايد لفظ تطهير در كلام راوى باشد ، يا آنكه مستند ديگر داشته باشد غير مستند مذكور ؛ چنانكه مستند اطلاق سوره در كلام " ابن طاووس " شايد اطلاق فقرهء اول كلام راوى باشد . اگرچه در فقره دوّم مقيّد كرده است و مقتضاى تقيد ثانى تقييد اول است .
پس اظهر تعيين سوره باشد ، چنانكه تعيين وقت اقوى نباشد [ بلكه ] احوط باشد .
لكن اظهر عدم اعتبار غسل است اگرچه احوط باشد ، و در هر حال مراد از غسل ، غسل زيارت باشد و عموم اخبار غسل زيارت بهعلاوه فتواى " كفعمى " ، در شرعيت آن كافى باشد . پس مراعات تعيين سوره و وقت و غسل را ترك ننمايند و اللّه العالم .
معجزه چهل و نهم : [ تعليم دعا جهت رفع خطر از جان ]
" على بن موسى " در كتاب " مهج الدعوات " از " احمد بن محمّد بن على علوى حسينى " كه ساكن مصر بوده ، روايت كرده كه او گفته : « مرا امرى عظيم و همّى شديد از حاكم مصر عارض شد كه بر جان خود ترسيدم ؛ زيرا كه از من به " احمد بن طولون " سعايت كرده بود . لهذا از مصر به ارادهء حج بيرون رفتم و از حجاز به عراق رفته ، وارد مشهد مولاى