الزمان ، يابن رسول اللّه ، حاجتي كذا و كذا . . . فاشفع لي في نجاحها » . پس هر حاجت كه دارى ذكر كن در عوض كذا و كذا .
راوى گويد : پس از خواب بيدار شدم در حالتى كه يقين به راحت و فرج نمودم . چون ملاحظه وقت كردم ، ديدم كه از شب زمانى وسيع باقيست . پس مبادرت كرده ، اين زيارت را نوشتم كه از خاطرم نرود . بعد از آن تطهير كرده [ و ] به زير آسمان رفته ، دو ركعت نماز بجا آوردم و در ركعت اول بعد از حمد ، سورهء فتح « 1 » و در ركعت دوم بعد از حمد ، سورهء نصر را خواندم ، چنانكه تعليم و تعيين كرده بود آن مرد . پس سلام نماز گفته ، برخواستم و رو به قبله ايستادم و آن زيارت را خواندم و حاجت خود را ذكر كردم و استغاثه به مولاى خود ، حضرت صاحب الزمان - عليه سلام الرحمن - كردم . بعد از آن به سجدهء شكر رفتم و طول دادم در دعا ، آنقدر كه ترسيدم وقت نماز شب برود . بعد از آن برخواستم و نماز شب را بجا آوردم . تا آنكه وقت صبح داخل شده ، نافله و فريضهء صبح بجا آوردم و مشغول تعقيب نماز صبح شدم و دعا كردم .
به خدا قسم كه هنوز آفتاب طلوع نكرده بود [ كه ] از آن شدّت و حادثهاى كه داشتم ، فرج دررسيد و ديگر در باقيمانده عمر ، آن حادثه عود نكرد و احدى را تا امروز بر آن حادثه اطلاع نشد . « و المنة للّه و له الحمد كثيرا » « 2 » .
مؤلف گويد : اين عمل هم مانند عمل سابق كه در معجزهء چهل و چهارم مذكور شد ، از مجرّبات حقير است و از اين هم آثار غريبه مشاهده كردهام و اول دريافت اين عمل ، در سفر دوم حقير - كه مقارن سال هزار و دويست و هفتاد و پنج بود - ظاهرا از نجف اشرف به همين بلد كه دار الخلافه طهران مىباشد از يكى از علما - طاب ثراه - گرديد كه [ اين عمل را ] از مجرّبات خود در مهمّات كليه مىدانست و مضايقه مىنمود از تعليم آن به غير اهل .
باعث بر تعليم حقير هم اخذ آن عمل سابق [ توسط او ] شد . در عوض چون مطلع شد بر آن و خواهش نمود ، حقير هم بر اين مطلع شده ، در عوض خواستم و [ او ] داد و لكن
هامش
( 1 ) . سوره فتح ، آيه 1 .
( 2 ) . نجم الثاقب ، ص 801 - 803 ؛ بحار الانوار ، ج 101 ، ص 373 و 374 ، دعا بدون حكايت مذكور آورده شده است ؛ بحار الانوار ج 94 ، ص 31 و 32 ؛ و ج 102 ، ص 245 - 247 تمام حكايت را آورده است .