تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
و راوندى بعد از نقل اين حديث از ابن بابويه بر وجه تفصيل از ابراهيم بن مهزيار گفته كه : اين ، مثل حكايت برادرش على بن مهزيار باشد كه گفت : بيست حج كردم . . . تا آخر حديث ، و ممكن باشد وقوع واقعه در حق هريك - با اجتماع يا انفراد - اگرچه بعيد باشد از مساق اخبار ؛ و اللّه العالم بحقيقة الحال .

سيزدهم از ايشان ، " ابراهيم بن محمّد بن احمد الانصارى " باشد

كه از شيخ طبرى رحمه اللّه روايت شده به سند خود ، از " محمّد بن جعفر بن عبد اللّه " ، كه " ابراهيم بن محمّد بن احمد انصارى " گفت : « من حاضر بودم نزد مستجار به مكه ، و جماعتى طواف مىكردند كه قريب به سى نفر بودند و در ميان ايشان كسى از اهل اخلاص نبود غير " محمّد بن قاسم علوى " ، و آن روز ، ششم ذى حجّه بود . ناگاه خارج شد بر ما جوانى از طواف كه بر او بود دو ثوب احرام ، و در دست او بود دو نعل عربى . چون ما او را ديديم ، از مهابت او برخواستيم و كسى از ما باقى نماند مگر آنكه برخواست و سلام كرد بر او . پس آن جوان به طريق انبساط بنشست و ما در حول او نشستيم . پس متوجه راست و چپ گرديد و فرمود : آيا مىدانيد كه ابو عبد اللّه عليه السّلام در دعاى الحاح چه مىگفت ؟ گفتيم : چه مىگفت ؟ فرمود كه : [ آن حضرت ] مىگفت : « اللّهم اسئلك باسمك الذي تقوم به السماء و به تقوم الارض و به تفرق بين الحق و الباطل و به تجمع بين المتفرق و به تفرق بين المجتمع و قد احصيت به عدد الرمال و زنة الجبال و كيل البحار ان تصلّي على محمّد و آل محمّد و ان نجعل لي من أمري فرجا » . بعد از آن برخاست و داخل طواف شد و ما هم برخواستيم به سبب برخواستن او ، و ما را غافل كرد از ذكر امر و پرسش حال او ، تا آنكه فردا همان وقت شد . پس ، باز خارج شد از طواف به سوى ما ، و برخواستيم به تعظيم او و با انبساط بنشست و نظر به راست و چپ كرد . پس فرمود : مىدانيد كه امير المؤمنين عليه السّلام بعد از نماز فريضه چه مىگفت ؟ گفتيم : نه . فرمود : [ آن حضرت ] مىگفت : « اليك رفعت الاصوات و لك عنت الوجوه و لك خضعت الرقاب و اليك التحاكم في الأعمال يا خير من سئل و خير من أعطى يا صادق يا بارىء يا من لا يخلف الميعاد يا من امر بالدعاء و وعد الاجابة يا من قال
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ
« 1 » يا
هامش
( 1 ) . سوره غافر ، آيه 60 .