تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
در اين اثنا كه نشسته بوديم ، جمعى از اهل قم آمدند و از حضرت عسكرى عليه السّلام سؤال كردند و خبر وفات او را شنيدند . پس از خليفهء آن جناب پرسيدند . مردم اشاره به جعفر نمودند . آن قوم نزد جعفر رفته سلام كرده ، تعزيت و تهنيت گفتند . پس گفتند كه : با ما مالى و مكاتيبى باشد . بفرماييد كه آن مكتوبها از كيان است و قدر مالها چيست ؟ جعفر چون اين بشنيد ، از جاى خود برخواست و جامه‌هاى خود را از يكديگر پاشيد و گفت : مردم از ما علم به غيب مىخواهند . ناگاه ديدم كه از خانه حضرت عسكرى عليه السّلام خادمى بيرون آمد و گفت : با شما مكتوب فلان و فلان مىباشد ، و با شما هميانى مىباشد كه در آن هميان فلان مبلغ از دينار باشد و ده دينار از جملهء آنها مطلّى است . پس آن قوم مكاتيب و مال را به آن خادم دادند و گفتند : آن‌كه تو را فرستاده ، او است امام نه غير او . جعفر چون اين بديد به نزد " معتمد " خليفه رفت و اين امر را به او اظهار نمود . پس " معتمد " غلامان خود را فرستاده " صيقل " كنيز را بگرفتند و از او مطالبهء آن كودك كردند و او انكار نمود ؛ و به جهت اخفاء امر كودك ، ادّعاى حمل نمود . لهذا او را به " ابى الشارب " - كه قاضى بود - سپردند و در اثناى اين امر " عبيد اللّه ابن يحيى بن خاقان " به مرگ مفاجات بمرد و " صاحب زنج " در بصره خروج كرد و اشتغال به اين امر ، باعث غفلت از امر كنيز گرديد و از دست ايشان فرار كرد » « 1 » .

هفتم : از ايشان " رشيق مازرانى " « 2 » باشد

كه بحرانى از شيخ طوسى در كتاب " غيبت " از او روايت كرده كه گفت : « ما سه نفر بوديم كه " معتضد " ما را احضار كرده و امر كرد ما را هر يك بر اسبى سوار شويم و اسب ديگر يدك كنيم و به طريق اختفا - كه ديگرى با ما نباشد - و چيزى با خود برنداريم و بر پشت زين نماز كنيم و به سامره شتابيم ، و وصف نمود براى ما محله را و خانه‌اى را و گفت : چون به آن خانه رسيديد ، غلام سياهى بر در آن خانه خواهيد ديد . داخل آن خانه شويد و هركس را در آن خانه ببينيد سر او را بريده به نزد من آريد .
هامش
( 1 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 475 و 476 . ( 2 ) . نسخه غيبت طوسى [ مادراى ] دارد . و نسخه مدينة المعاجز [ مازرانى ] .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 246 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان