تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 227

مساهمون:

ص٢٢٧
گرفته به منزل خود آمدم . ناگاه مردى نزد من آمده ، مرا خبر داد كه عمويم مرده و كسان من ، مرا خواسته‌اند . من مراجعت به وطن كردم . عمو را مرده ديدم و سه هزار دينار و صد هزار درهم از او ميراث بردم » « 1 » . مؤلف گويد : از كتاب " الثاقب فى المناقب " از " احمد بن ابى روح " اين روايت با تفاوت قليلى نقل شده و آن زن دينوريّه را فاطمه دينوريّه ذكر نموده « 2 » .

معجزه بيست و سوم : [ داستانى ديگر از احمد بن ابى روح ]

" راوندى " از " احمد بن ابى روح " روايت كرده كه گفت : به سوى بغداد بيرون رفتم و با من مالى بود از " ابو الحسن خضر بن محمّد " كه مرا امر كرده بود كه آن را برسانم به اهلش ، لكن به " ابى جعفر محمّد بن عبد اللّه عمرى " ندهم . بلكه به غير او بدهم و امر كرده بود كه از براى او ، خواهش دعا كنم به جهت مرضى كه دارد ، و از حكم " و بر " - كه پوشيدن آن جايز است در نماز يا نه - سؤال كنم . پس داخل بغداد شده ، نزد عمرى رفتم . از گرفتن مال ابا نمود و گفت : آن را نزد " ابى جعفر محمّد بن احمد " ببر و به او بده كه او مأمور است به اخذ اين مال ، و در اين باب به سوى او رقعه بيرون آمد . پس من به نزد ابى جعفر رفتم و او از براى من رقعه‌اى به اين مضمون بيرون آورد : بسم اللّه الرحمن الرحيم . سؤال كردى به جهت مرضى كه در تو مىباشد ؛ خداوند تو را عافيت دهد و آفات از تو صرف نمايد و دفع كند از تو بعض آن حرارتى را كه در تو باشد و جسم تو را صحيح كند ، و سؤال كردى از " كركى " كه در آن نماز صحيح است [ يا خير ] ؛ سمور و سنجاب و فنك و دلق حرام است بر تو و بر غير تو ، نماز در آن ؛ و حلال است بر تو پوست حيوان حلال گوشت . هرگاه غير آن نيابى و اگر لباسى كه در آن نماز كنى ندارى جايز است كه در حواصل نماز كنى ، و پوستين گوسفندى كه در ارمنيه نصارى آن را بر صنم ذبح نكرده باشند ، بلكه برادر دينى تو ذبح كرده جايز است نماز در آن » « 3 » .
هامش
( 1 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 699 - 702 ، فى أعلام صاحب الزمان . ( 2 ) . الثاقب فى المناقب ، ص 549 - 596 ، ح ش 537 . ( 3 ) . الخرائج و الجرائح ، ج 2 ، ص 702 و 703 ، فى اعلام صاحب الزمان عليه السّلام .