بعد از آن ، او را خداوند - بعد از ثمر دادن آن درختان - باز امر به كشتن دانهء آنها نمود و همچنين تا هفت دفعه و در هر دفعه طايفهاى از مؤمنين قوم او مرتد مىگرديدند تا آنكه از ايشان زياده بر ما بين هفتاد و هشتاد نفر ، ثابت بر ايمان خود باقى نماند . آنوقت خداوند به او وحى فرستاد كه الحال نقاب ظلمانى شب از روى صبح نورانى برداشته گرديد ، و پرده چشمت زايل گرديد ، و حق از باطل و كفر از ايمان جدا شد ، و ارباب طينت خبيثه از صاحبان طينت طيّبه ممتاز شدند ، و اگر پيش از اين ، عذاب من بر خصوص كافرين نازل مىگرديد و عامه مؤمنين را نجات مىدادم - با آنكه در باطن با كفار مخلوط بودند - هرآينه بر وعده خود - كه مؤمنين را نجات دهم و در روى زمين باقى گذارم ، و كفار را هلاك كنم و ديارى از ايشان باقى نگذارم - وفا نكرده بودم و حجّت من بر فجّار و ابرار تمام نمىگرديد .
پس الحال كشتى را به وحى و اعانت ما بساز كه فرج رسيد .
بعد از آن [ امام ] صادق عليه السّلام فرمود : حال قائم ما چنين خواهد بود و ايام غيبتش طولانى خواهد شد تا آنكه حق خالص شود و ايمان از كدورت كذب و نفاق مصفّى گردد ؛ زيرا كه به سبب غيبت ، آنانكه از شيعه دانسته شوند و در واقع اهل نفاق و صاحبان طينت خبيثه باشند ، از دين خارج شوند و مرتد گردند .
راوى گويد [ كه ] مفضل عرض كرد : يابن رسول اللّه ، ناصبين گمان دارند كه آيهء شريفهء
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ
« 1 » تا آخر - كه دلالت دارد بر تمكين و برقرارى دين و تبديل خوف مؤمنين - در شأن ابو بكر و عمر و عثمان و على عليه السّلام نازل گرديده [ است ] .
آن حضرت فرمودند كه : خدا ناصبيان را هدايت نكند . كدام وقت ، آن دينى را كه خدا و رسول صلّى اللّه عليه و آله به [ آن راضى هستند ] انتشار امر آن در ميان مؤمنين و زوال خوف از دلهاى ايشان و خروج شك از سينههاى ايشان در عهد اين چهار نفر برقرار شد ؟ با اينكه مسلمين مرتد شدند و فتنهها و جنگها به پا داشتند .
هامش
( 1 ) . سوره قصص ، آيه 5 .