تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
روانه شديم و خدم و حشم در آن زياده ديديم و بر بالاى خيمه ، تختى و بر آن تخت ، فرشى و متكائى بود كه مرد پيرى بر آن سر گذاشته . بر او سلام كرده ، عرض مقصود نموديم . پس چشم گشوده ، به غلامان اشاره كرد ، او را نشانيدند . پس بر ما نگريست و گفت : اى فرزندان برادر ، اين سخن كه مىگويم فراگيريد و به آن عمل نماييد . بدانيد كه پدر مرا اولاد زنده نمىماند ، تا آنكه در پيرى او ، من متولد گرديدم . مسرور گرديد ، لكن پس از آن چندان زندگى نكرده بمرد . عمّم [ عمويم ] مرا كفالت و توجه نمود ، مانند پدر . پس روزى مرا به خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله برد و شرح واقعه عرض كرد و گفت : من بر مردن اين پسر مىترسم . مرا دعايى تعليم فرما كه از بركت آن سالم ماند . آن حضرت فرمود : " ذات القلاقل " را مىدانى ؟ عرض كرد : آن كدام است ؟ فرمود : بخوان بر او سورهء " جحد " و سورهء " اخلاص " و سورهء " فلق " و سورهء " ناس " را ، و من تا حال هر صبحگاه آنها را خوانده‌ام و در بدن و مال خود ضررى نديده‌ام و مريض و فقير نشده‌ام و سنّم به اينجا رسيده كه مىبينيد . شما هم آنها را ياد گرفته بسيار بخوانيد « 1 » . و از جمله معمّرين " مستوغر " بوده كه نامش " عمرو بن ربيعه " است . اصحاب انساب ، سيصد و بيست سال عمر او را گفته‌اند . بالجمله ، معمّرين در عرب و غير ايشان در اعصار بسيار بوده ، و مخالفين به اكثر آنها اعتراف نموده‌اند و اشعار و آثار آنها را در كتب خود ذكر نموده‌اند و غرايب و عجايب امور آنها را انكار نكرده‌اند و استبعاد ننموده‌اند ، و چون كلام به قائم آل محمد صلّى اللّه عليه و آله مىرسد ، مستبعد مىشمارند و انكار مىدارند . شيخ صدوق رحمه اللّه بعد از ذكر جمله‌اى از معمّرين ، مىگويد كه : اين اخبار را كه ما در خصوص معمّرين ذكر كرديم ، مخالفين ما هم از طريق خود ذكر كرده‌اند و با وجود اينها از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هم روايت شده كه : « چيزهايى كه در امم سابقه واقع شده ، مثل آنها طابق النعل بالنعل ، در اين امّت واقع شود » و پس چگونه اين اخبار را قبول مىكنند در طول عمر گذشتگان و وقوع غيبت در حقّ ايشان ، و [ لى ] اخبارى كه از ائمهء ما در وجود قائم و طول عمر او و غيبت او وارد شده رد مىنمايند ؟ ! « 2 » . و بالجمله ، اين تمام كلام در استبعاد طول عمر آن بزرگوار بود .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 51 ، ص 258 - 260 . ( 2 ) . كمال الدين ، ج 2 ، ص 575 و 576 .
دار السلام در احوالات حضرت مهدى ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 133 | محمود بن جعفر عراقى ميثمى / جمعى از نويسندگان