فصل چهارم : در شبهات خصم عنود و دفع آنها
بدانكه احدى از مسلمين انكار وجود حضرت مهدى عليه السّلام را در آخر زمان و خروج آن بزرگوار را نكردهاند ، چنانكه در سابق مذكور گرديد و اعتراف از ايشان مذكور شد . بلكه خلاف ايشان در اين است كه آن حضرت فرزند بلاواسطهء حسن عسكرى عليه السّلام است و از آن زمان الى الآن زنده و غايب مىباشد . و مستند ايشان در اين افكار استبعاد از طول عمر آن بزرگوار و از غيبت آن عالى مقدار است ، در اين مدّت مديد و همچنين ايشان را در اين خصوص شبهات ديگر باشد . مثل اينكه اين غيبت را سبب انكار وجود ، بلكه نفى ولادت باشد ، باعث و سببى متصور نيست ؛ بلكه حكمت خلاف آن اقتضا نمايد ؛ زيرا اگر مانند پدران خود ظاهر بود ، اقلا انكار وجود او را كسى نمىنمود . و مثل اينكه حكمت در غيبت ، زياده بر خوف از اعداء چيزى متصور نيست . پس اگر آن بزرگوار در عرصهء وجود بود از دوستان و شيعيان خود چرا غيبت مىنمود ؟ و مثل اينكه وجود غايب با عدم آن ، در حكمت استفاده و انتفاع به وجود او يكسان مىباشد . پس فايده در وجود او چه خواهد بود و اين شبهات را فرقه مخالفين در انحاء كلمات خود ذكر كردهاند و اصحاب از هريك از آنها جوابهاى باصواب و سداد دادهاند و ما هريك از اين شبهات پنجگونه را با اينكه جواب از آنها اجمالا از كلمات سابقه دانسته شد ذكر كرده ، جواب گوئيم ؛ انشاء اللّه . پس مىگوئيم : « و اللّه المستعان » كه اولا بعد از آنكه دانسته شد كه وجود امام معصوم در هر عصرى از اعصار زمان تكليف واجب و لازم است و بعد از وفات حضرت عسكرى عليه السّلام الى الان به اتفاق عامه و خاصه امام معصومى غير از آن بزرگوار در عرصهء وجود نيامده ، پس