تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 352

مساهمون:

ص٣٥٢
امكان تحصيل علم در زمان أو وپيشتر از أو أزمنة ظهور أئمة عليهم السّلم نفعي نمىدهد نسبت بزمان عدم امكان وكويا وجه در معلوم بودن مخالفت اماميه با غير ايشان درين أصل يعنى در عدم جواز عمل بخبر واحد چنانچه سيّد از ايشان نقل نموده اينست كه ايشان در آن‌وقتها قادر بودند بر تحصيل علم قطعي باعتبار رجوع به ائمّه عليهم السّلم « 1 » پس احتياج نداشتند بمتابعت ظني كه حاصل مىشود از خبر واحد واختيار نمىنمودند ظن را بر علم چنانچه مخالفين متابعت أو مىنمودند وسيد رضىالله‌عنه بر خود در أثناء كفتكوى خود اعتراضى وارد آورده كه اين عبارت اوست كه فان قيل تا آخر يعنى اكر كسى كويد كه هركاه شما راه عمل اخبار آحاد را بستيد پس بر چه چيز اعتماد مىنماييد در مسائل فقه وجواب كفته به‌نحوىكه حاصل أو اينست كه أكثر مسائل فقه معلوم است بالضرورة از مذهب ائمهء ما صلوات اللّه عليهم أجمعين باخبار متواتره وآنچه درباره أو خبر متواترى نيست واين كمتر است اعتماد مىنماييم در أو بر اجماع اماميّه وحكمي كه مختلف فيه بوده باشد در بيان أو كلام ودرود رازي ذكر نموده كه حاصلش اينست كه هركاه ممكن باشد تحصيل علم قطعي به يكى از أقوال مختلفه از راههاى كه خود ذكر نموده متعين است عمل بان قول واكر تحصيل علم قطعي به هيچ‌يك از ان أقوال ممكن نباشد مخيريم در عمل ميان انها زيراكه دليلي بر تعيين هيچ‌يك نيست وشكى نيست كه آنچه سيّد دعوا نموده كه أكثر مسائل فقه معلوم است بالضرورة وباجماع چيزيست كه درين زمان ممتنع است اكرچه در زمان ايشان ممكن بود پس تكليف ما بتحصيل علم بأنها جايز نيست وظن كافيست چه در كافى بودن ظن در چيزى كه علم قطعي به أو متعذر باشد شكى ونزاعي نيست وسيّد رضى اللّه عنه نيز در چند موضع اين را ذكر نموده كه با تعذر علم قطعي ظن كافيست پس مساوى خواهد بود درين صورت « 2 » اخبار آحاد با غير أنها از دلايلى كه مفيد ظنند در صلاحيت اثبات احكام شرعيه چنانچه ما بيان نموديم اما هركاه ممكن باشد تحصيل علم قطعي پس عمل به چيزى كه مفيد علم نبوده باشد موقوفست بر اينكه دليلي قطعي بر حجيّت أو بوده باشد وامروز ما را احتياج نيست كه متحمل مشقت بحث از قيام دليلي بر عمل بخبر واحد يا عدم أو شويم زيراكه ما را راهى نيست بسوى تحصيل علم پس اكتفا بظن مىتوانيم نمود با اينكه سيد رضى اللّه عنه خود اعتراف نموده در مسائل تبّانيّات به اينكه أكثر اخبارى كه منقولند از حضرات أئمة معصومين عليهم السّلم در كتابهاى ما معلومند ومجزوم به است صحّت انها يا متواتر ويا بامارات وعلامتي كه دلالت مىكند بر صحت وصدق رواة انها پس اين اخبار موجب علم ومقتضى قطعند هرچند كه مىبينيم اين اخبار را در كتب نوشته شده‌اند بسند خاصي بطريق آحاد وبقي الكلام في التدافع
هامش
( 1 ) . نسبت بجمعى كه در عصر معصوم بودند يا باعتبار رجوع باخبار متواترة نسبت بجمعى كه قريب بعصر معصوم بودند چون سيّد رضى اللّه عنه وأمثال أو . ( 2 ) . يعنى در صورت اكتفاء بظن با تعذّر علم .
شرح معالم الأصول ( فارسى ) — صفحة 352 | محمد هادي المازندراني