تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شوق مهدى ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠

[ غزل 75 ]

درخت مهر اهل البيت نور دل به بار آرد * نهال بغض ايشان رنج‌هاى بىشمار آرد
مشو غافل ز جاه « 1 » سرورى وز رتبه ايشان * كه درد سركشى آخر از « 2 » اين مستى خمار آرد
به جاى صاحب كوثر ، قسيم جنت و نار است * نه آن كز عار بگريزد خلايق را به نار آرد
امام هادى ما را كه با نيكان نظر دارد * خدايا در دل اندازش كه بر ما هم گذار آرد
بهار ما لقاى اوست ورنه اين چمن هر سال * چو نسرين صد گل رعنا و چون سوسن هزار آرد
چو او هرگز نبودست و نخواهد بود امامى فيض * فلك هرچند گردد جمعه و ليل و نهار آرد

[ غزل 76 ]

به علم و سيف و نسب كس به يار ما نرسد * تو را در اين سخن انكار كار ما نرسد
اگرچه پادشهان در جهان بسى بودند * كسى به علم و به نصرت به يار ما نرسد
به حسن خلق و وفادارى و جهانگيرى * كسى به راهبر حق‌گزار ما نرسد
هزار نقش برآيد ز كلك صنع و يكى * به دل‌پذيرى نقش نگار ما نرسد
هزار نقد به بازار كائنات آرند * يكى به سكه صاحب عيار ما نرسد
ز ابتداى زمان « 3 » تا به انتهاى جهان « 4 » * كسى به پادشه كامكار ما نرسد
ولى دريغ كه شد از نظر چنان پنهان * كه بوى او به هواى ديار ما نرسد
دلا ز طعنه منكر مرنج و واثق باش * كه بد به خاطر اميدوار ما نرسد
چنان بزى كه جناب امام را اى فيض * غبار خاطرى از رهگذار ما نرسد

[ غزل 77 ]

شاه دين گوى فلك در خم چوگان تو باد * ساحت كون و مكان عرصه ميدان تو باد
زلف هندوى هنر شيفته پرچم تست * ديده فتح و ظفر عاشق جولان تو باد
اى كه انشاى عطارد صفت شوكت تست * عقل كل چاكر طغراكش ديوان تو باد
طرّه جلوهء خوبى ، قد چون سرو تو شد * عشرت خلد برين ساحت ايوان تو باد
نه به تنها حَيَوانات و نباتات و جماد * هرچه در عالم امر است به فرمان تو باد
هامش
( 1 ) - نسخه ن : جاه و . ( 2 ) - نسخه ن : گر . ( 3 ) - نسخه ك : جهان . ( 4 ) - نسخه ك : زمان .