حافظ ار اين سخنان گفت براى دگرى * فيض خواندش ز براى تو و گفت آن تو باد
پادشاهان جهان جمله گداى در تست « 1 » * هر كه را هر كه كند مدح همه زان تو باد
[ غزل 78 ]
تو را امام ز اعدا خدا نگهدارد * فرشتهات به دو دست دعا نگهدارد
ز ديده خواه نهان باش و خواه « 2 » عيان * خدات در همه حال از بلا نگهدارد
صبا به درگه او گر دل مرا بينى * ز روى لطف به گويش كه جا نگهدارد
ز درد دوست نگويم حديث جز با دوست * كه آشنا سخن آشنا نگهدارد
سر و زر و دل و جانم فداى مهدى باد * كه حقِّ خدمت اهل وفا نگهدارد
غبار راه گذارش نشان دهيد كه فيض * به يادگار نسيم صبا نگهدارد
خرد ز فتنه آخر زمان حذر فرمود * ز دست بنده چه خيزد خدا نگهدارد
[ غزل 79 ]
وقت آشوب جهان شد العياذ * فتنه آخر زمان شد العياذ
مىرسد دجّال اعور الحذر * نوبت دجّاليان شد العياذ
ممتلى شد عالم از ظلم و ستم * راز سفيانى عيان شد العياذ
قتل نفس محترم خواهد شدن * اين سخن در نص بيان شد العياذ
از پى هم فتنهها خواهد رسيد * نك زمان امتحان شد العياذ
فيض را يا رب نگهدار از فتن * ورنه كارش در زيان شد العياذ
[ غزل 80 ]
بلينا بالفتن فى ليلة الهجر * ظلام فيه حتّى يطلع الفجر
امامى انت بدّلها الى القدر * لتسلم فيه حتى مطلع الفجر
برآى اى صبح روشندل خدا را * كه بس تاريك مىبينم شب هَجر
سرآمد عمر من بىحضرت تو * فغان از اين تطاول آه از اين زَجر
هامش
( 1 ) - نسخه ن : تو .
( 2 ) - نسخه ن : باش عيان .