العجل ، العجل ، بلاء مهل * الحضور ، الحضور ، هان بشتاب
بسته شد باب فيض بر رخ فيض * افتتح يا مفتّح الابواب
[ غزل 11 ]
اى شاهد قدسى بگشا بند نقابت * اى مهدى هادى بنما ره به جنابت
خوابم بشد از ديده در اين فكر جگرسوز * كان بقعه كدامست كه شد منزل خوابت
بايد كه شود صرف اسيران فراقت * انديشه آمرزش و تدبير ثوابت
هر ناله و فرياد كه كردم نشنيدى * پيداست اماما كه بلند است جنابت
خواهم كه ببازد سر خود در قدمت فيض * تا باز چه انديشه كند رأى صوابت
جانها به كف و منتظر وعده ديدار * اى شاهد قدسى بگشا بند نقابت
« 1 »
[ غزل 12 ]
در دل ز حق تعالى ، شكريست بىنهايت * كو در كتاب خود كرد ، در شأن تو حكايت
در وعدهء وصالت ، نستخلفنّهم گفت * جان گر فشانم ارزد ، اين لطف و اين عنايت
روزى كه حق جدت ، اشرار غصب كردند * كرد اين خطاى منكر ، در آل او سرايت
كس تشنه شما را ، ديگر نداد آبى * گفتى ولى شناسان ، رفتند از آن ولايت
از شور كربلا شد ، دلها كباب كانجا * سرها بريده بينى ، بىجرم و بىجنايت
هرچند فكر كردم ، جز وحشتم نيفزود * زنهار از اين حكايت ، فرياد از اين روايت
شد در شب خفايت ، راه مراد من گم * از گوشهاى برون آى ، اى كوكب هدايت
گر تو كنى عذابم ، رو از تو برنتابم * جور از حبيب خوشتر ، كز مدعى رعايت
مهر امام بايد ، ورنه چه سود اى فيض * قرآن به سبعه خواندن در چارده روايت ؟ !
[ غزل 13 ]
منم كه مهر نبى « 2 » و ولى پناه من است * دعاى نايب حق ورد صبحگاه من است
ز پادشاه و گدا فارغم به حمد اللّه * گداى خاك ره « 3 » دوست پادشاه من است
هامش
( 1 ) - اين غزل هم در نسخه ن نيست .
( 2 ) - نسخه ن : على .
( 3 ) - نسخه ن : در .