تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شوق مهدى ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
اى شفيع عاصيان وى دستگير مذنبان * در قيامت دست عجز ما و دامان شما
با صبا همراه بفرست از پيامت ، شمه‌اى * بو كه بوئى بشنوم « 1 » از علم و عرفان شما
كى دهد دست اين غرض يا رب كه همدستان شوند * گوش جان ما و الفاظ دُر افشان شما
كس به دور غيبتت طرفى نبست از علم و فضل * به كه نفروشند دانائى به نادان شما !
اى صبا با همنشينان امام ما بگو * كى « 2 » سر حق ناشناسان گوى چوگان شما
گرچه دوريم از بساط قرب ، همت دور نيست * بندهء شاه شمائيم و ثناخوان شما
كار فيض از دست رفت آن شاه را آگه كنيد * زينهار اى محرمان جان من و جان شما
مىكنم از دل دعائى بشنو و آمين بگو : * روزى ما باد يا رب عيش دوران شما

[ غزل 4 ]

يا رب كه كارها همه گردد به كام ما * نور حضور خويش فروزد امام ما
ما بادهء محبت او نوش كرده‌ايم * اى بىخبر ز لذت شرب مدام ما
هرگز نميرد آنكه از اين باده زنده شد * ثبت است بر جريدهء عالم دوام ما
اى باد اگر به كوى امام زمان رسى * زينهار عرضه دار به پيشش پيام ما
گو همتى بدار كه مخمور فرقتيم * شايد برآيد از مى وصل تو كام ما
از اشك در ره تو فشانيم دانه‌ها * باشد كه مرغ وصل كند ميل دام ما
فيضت ز هر چهار طرف مىكند سلام * پيكى كجاست تا برساند سلام ما

[ غزل 5 ]

به ملازمان مهدى كه رساند اين دعا را * كه به شكر پادشاهى ز نظر مران گدا را
ز فريب ديو مردم ، به جناب او پناهم * مگر آن شهاب ثاقب نظرى كند سها را
چو « 3 » قيامتى دهد رو كه به دوستان نمائى * بركات مصطفى را ، حركات مرتضى را
تو بدان شمائل و خو كه ز جد خويش دارى * به جهان در افكنى شور ، چو كنى حديث ما را
دل دشمنان بسوزى چو عذار برفروزى * تن دوستان سراسر ، همه جان شود خدا را « 4 »
هامش
( 1 ) - نسخه ن : يم . ( 2 ) - نسخه ن : كه . ( 3 ) - نسخه ن : چه . ( 4 ) - نسخه ن : فدا .