ورزيده و در كتاب الرّساله با جملات بسيار تندى برآن تاخته است .
وى در كتاب مزبور مىنويسد : « اجتهاد ، از طريق قرآن ، سنت ، اجماع و قياس ممكن مىشود و استحسان را نمىتوان در شمار اين طرق آورد ؛ و اگر چنين شود ، هركس خواهد توانست در فقه اسلامى اظهار نظر نمايد هرچند با مبانى اسلام آشنائى نداشته باشد » و اضافه مىكند كه : « انّما الاستحسان تلذّد - استحسان حكم بر وفق ميل و هوا و هوس است « 1 » » . وى در كتاب ديگر خود كه « الأم » نام دارد به صراحت اعلام مىدارد : عمل به استحسان بر خلاف اين آيهء شريفه است كه :
« أَ يَحْسَبُ الْإِنْسانُ أَنْ يُتْرَكَ سُدىً
« 2 » - آيا انسان مىپندارد كه ما او را آزاد رها كردهايم ؟ » .
وى در بيان استدلال به آيهء فوق مىگويد : « كسى كه مىپندارد در مواردى كه حكم شرعى از طرق معموله يعنى كتاب ، سنت ، اجماع ، و قياس قابل استنباط نيست و بايد به ميل خويش آن حكم را برداشت و انتخاب نمود ، از جملهء همان كسانى است كه در اين آيه نكوهش شده است » . وى در ادامهء گفتار خود اضافه مىكند :
« هركس به استحسان عمل نمايد ، عليه خود اقامهء برهان نموده است ؛ زيرا معناى استحسان اين است كه خدا و پيغمبر حكمى ندارند و بايد به ميل خويش رفتار كرد « 3 » . »
علماى اماميّه با الهام از ارشادات پيشوايان خود استحسان را
هامش
( 1 ) الرّساله شمارههاى 1456 ، 1464 .
( 2 ) سورهء قيامت آيه 36 .
( 3 ) هفتهنامهء حقوق اسلامى ص 244 به نقل از الأم شافعى .