تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
مىدهد تمام مراد مولا ، همين مقدار است . فإنّه فيما تحقّقت . . . اگر مقدّمات سه‌گانه حكمت ، تمام شود ، چنانچه متكلّم و مولاى حكيم ، شياع و اطلاق را اراده نكرده باشد ، به غرضش اخلال وارد كرده است ، زيرا با اينكه در صدد بيان غرض اطلاق و شياع بوده ، آن را نگفته است . و امّا بدون اين مقدّمات سه‌گانه ، اخلالى به غرض پيش نمىآيد ، زيرا با انتفاى مقدّمه اوّل ، معلوم مىشود كه مولا در مقام اجمال يا اهمال بوده است و با انتفاى مقدّمه دوم ( يعنى درصورتىكه قرينه بر تعيين ذكر كرده باشد ) بيانش به واسطهء قرينه خواهد بود ، و امّا با انتفاى مقدّمه سوم ، اگر تمام مرادش همان متيقّن باشد ، باز هم اخلال به غرض نكرده است ، زيرا فرض اين است كه در صدد بيان تمام مراد بوده است ( و با وجود قدر متيقّن در مقام تخاطب ، تمام مرادش را بيان كرده است ) نه اينكه بيان كرده باشد كه اين متيقّن ، تمام مرادش است ، تا اشكال شود كه تصريح به اين مطلب نكرده است . به عبارت ديگر : مولا اين عنوان را ( كه متيقّن ، تمام مرادش است ) بيان نكرده تا اخلال به بيانش لازم آيد ، بلكه مهمّ ، همان معنون است ( كه به سبب قدر متيقّن در مقام تخاطب ، معلوم مىشود كه مرادش از تمام بيان ، همان مقدارى است كه قدر متيقّن مىگويد ) . پس مولا در اين صورت واقعا تمام مرادش را بيان كرده است ، اگرچه به آن تصريح نكرده است . توجّه : در بحث قدر متيقّن در مقام تخاطب ، مصنّف علاوه بر متن ، حاشيه نيز دارد و مجموع متن و حاشيهء ايشان به چهار صورت در مسئله اشاره دارد : اوّل - متكلّم در مقام بيان تمام مرادش باشد و متيقّن تخاطبى ، تمام مرادش باشد . مصنّف در اين صورت فرموده كه اگر متكلّم بيان نكند كه تمام مرادش چيست ،