2 - امر دوم ، قبل از امتثال امر اول است .
مثل اينكه مولا ابتدا به شخصى بگويد : « انصر زيدا » و قبل از آنكه او ، زيد را يارى كند ، مجدّدا بگويد : « انصر زيدا » ( گويا كه آمر ، اينگونه گفته است : « انصر زيدا ، انصر زيدا » ) . در اين صورت بحث مىشود كه آيا امر دوم ، براى تأسيس است يا براى تأكيد امر اوّل ؟
نظر مصنّف ( قضيّة اطلاق . . . )
مصنّف در اين عبارت نظر خود را بيان مىكند و مىگويد : امر دوم ( مانند : « انصر » ) داراى مادّه ( طبيعت و جنس نصر ) و هيئت ( صيغهء امر و طلب ) است . مقتضاى اطلاق مادّه « تأكيد » است ، يعنى از اينكه مولا گفته است : « انصر زيدا ، انصر زيدا » ، و در مرتبهء دوم ، مادّه را مقيّد به قيدى ( مانند : « مرّة أخرى » ، « دفعة أخرى » ، « ثانيا » ، « مكرّرا » و . . . ) نكرده و مثلا نگفته است : « انصر زيدا مرّة اخرى يا ثانيا يا . . . » ، معلوم مىشود كه تأسيس مقصودش نبوده است .
البته اگر مادّه را مقيّد مىكرد و مثلا مىگفت : « انصر زيدا » و سپس مىگفت : « انصر زيدا مرّة أخرى » ، مقصودش ، تأسيس بود .
پس به طور كلّى اگر طلب ، دو بار به طبيعت واحده ( مانند : طبيعت « نصر » ) تعلّق بگيرد ، بدون اينكه قيدى ( مانند : مرّهء أخرى ، ثانيا و . . . ) در بين باشد ، براى تأسيس نخواهد بود .
و المنساق من اطلاق المادّة . . .
مصنّف در اين متن به جواب از اشكال مقدّر بر مختار خود اشاره دارد ، به اين بيان :
اشكال مقدّر :
ممكن است كسى بگويد : اگر ظاهر اطلاق مادّه ( عدم تقييد آن به قيدى ) تأكيد را اقتضاء مىكند ، ظاهر اطلاق هيئت و صيغه ، تأسيس را اقتضاء مىكند . يعنى وقتى مولا طلب دوّم را به قيود مذكوره مقيّد نكرده و نگفته است : « أنصر زيدا مؤكّدا يا أنصر زيدا ثانيا » ، معلوم مىشود كه طلب دوم ، طلب نو و جديدى غير از طلب اول است .
شرح كفاية الأصول — صفحة 477
مساهمون: الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
ص٤٧٧