379 . قرينهء منفصله
هرگاه كلامى بيان شود ، سپس در كلام ديگر قيد و قرينهاى به كار رود كه مفهوم آن كلام را تبيين كند ، به آن قرينهء منفصله گويند . مثلا بگويد : تمام فقرا را احترام كن ، روز بعد بگويد : فقراى فاسق را احترام نكن . جملهء دوم قرينهء منفصله است ، براى جمله اول و دايره جملهء اول را محدود به غير فساق مىكند : يعنى تمام فقراى غير فاسق را احترام كن .
380 . قطع « 1 »
قطع در لغت بهمعناى انكشاف كامل و مرادف علم و يقين است ، و در اصطلاح نيز داراى همان معناى لغوى است . مكلّف و مجتهد در مقام تشخيص وظيفه يا قطع و يقين خواهد داشت و يا ظن و گمان و يا شك و ترديد . در مورد « ظنّ » به مبحث « ظنّ » رجوع شود ، و در مورد « شك » به مبحث « اصول عمليه » مراجعه شود . و اما دربارهء قطع به سه مبحث اشاره مىشود : الف . حجيت قطع و لزوم متابعت از آن ؛ ب . اقسام قطع ؛ ج . جانشينى بعضى از امارات و اصول در مقام قطع .
مبحث اول : متابعت از قطع و عمل برطبق آن لازم است . لزوم متابعت از چيزى كه انسان به آن قطع پيدا كرده است شرعى نبوده ، بلكه عقلى است . زيرا طريقيّت قطع ذاتى و تكوينى است . در نتيجه تشريع شارع تحصيل حاصل خواهد بود . همانند زوجيّت نسبت به چهار ، به بيان ديگر طريقيّت هر چيزى بايد به علم منتهى گردد . در نتيجه بايد طريقيت خود علم ذاتى باشد . چون هر ما بالغيرى بايد به « ما بالذّات » منتهى گردد . و الّا تسلسل لازم مىآيد ، و تسلسل باطل است . « 2 » به بيانى كه گذشت نفى طريقيّت يا حجيّت از قطع محال است . مبحث حجيّت و عدم حجيّت قطع از مسائل علم اصول نيست ، بلكه به علم كلام شبيهتر است . زيرا علم كلام علمى است كه بحث از ذات خدا و صفات و افعال بارىتعالى و احوال ممكنات از نظر مبدأ و معاد براساس قانون اسلام مىكند . و چون در قطع مبحث حسن و قبح و امثال آن مطرح مىشود ، طبعا براساس اين تعريف قطع در زمرهء علم كلام خواهد بود . « 3 »
مبحث دوم : در اقسام قطع است . قطع يا موضوعى است و يا طريقى . به مبحث « قطع طريقى - قطع موضوعى » رجوع شود .
مبحث سوم : در جانشينى بعضى از طرق و امارات و اصول به جاى قطع سه نظريه وجود دارد « 4 » :
1 . بعضى معتقدند : طرق و امارات و اصول به هيچ وجه جايگزين قطع نخواهند شد . 2 . برخى
هامش
( 1 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 4 ؛ اصول الفقه ، ج 3 ، ص 21 ؛ فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 6 ؛ انوار الهداية ، ج 1 ، ص 33 ؛ مباح الاصول ، ص 5 ؛ اصول الاستنباط ، ص 179 ؛ فرائد الاصول ، ص 2 ؛ دروس فى الاصول الحلقة الثانية ، ص 27 ؛ نهاية الاصول ، ص 393 .
( 2 ) . به مبحث « تسلسل » رجوع شود .
( 3 ) . كفاية الاصول ، ج 2 ، ص 4 .
( 4 ) . فوائد الاصول ، ج 3 ، ص 21 .