ايجاز و به آنكه طولانىتر است اطناب مىگويند . پس ايجاز و اطناب طبق اين تفسير نسبى و اضافى است .
حضرت حجة الحق ، استاد والامقام جناب آقاى اديب نيشابورى ، براى اين مطلب استدلال بايندو شعر فرمودند :
ميان ماه من تا ماه گردون * تفاوت از زمين تا آسمان است
ماه من و گردون را فرقى كه بود اينست * آن ماه فلك اما اين ماه زمين باشد
و سپس فرمودند از طفل شش سالهاى كه نامش « مودار » بود سئوال كردم از ايندو شعر كدامش بهتر است ، او 28 وجه براى بهتر بودن شعر اول بيان كرد . معتقد بودند كه او با جن ارتباط داشته است .
كقوله يصدّ : شارح براى اين مطلب استدلال به دو شعر عربى مينمايد :
اول « يصدّ عن » . . . « يصدّ » بكسر صاد و ضم آن هردو صحيح است . طبق اول لازم است و بمعنى « يعرض » و طبق دوم بمعنى « يمنع » و متعدى است « زىّ » بمعنى هيئت و صفت است . يعنى ممدوح من از مال دنيا اعراض دارد هرگاه عزت و آقائى ظاهر شود . اگرچه دنيا به صورت دخترى كه تازه پستان او درآمده ظاهر و آشكار گردد .
شعر دوم « و لست بنظّار . . . » يعنى اگر شرافت انسانى در فقر باشد من توجه به ثروت و مال دنيا نخواهم كرد . منظور اينست كه اگر در موردى امر دائر شود بين ثروت و از بين رفتن عزت و شرف . من عزت و شرف را بر جمع ثروت و مال برترى مىدهم .
يصفه بالميل : مقصود از هردو شعر اينست كه در برابر عزتنفس و شرافت انسانى دنيا و مال آن هيچ ارزش ندارد . با آنكه ثروت و مال دنيا وسيله فراهم آمدن خوشى و راحتى است ولى حفظ سيادت و عزت انسانى