تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 98

مساهمون:

ص٩٨
معناى شعر : « گرگ حمله مىكند و شبيخون مىزند گوسفندان را در طول روزگار يك بار ، ولى گوسفندان هرروز مىبيند مرا در حالى كه خنجر به دست من است » . و بهذا يعلم : از اين شعر دانسته مىشود اينكه بعضى از نحويين مثل ابن عقيل « 1 » كه گفته‌اند كه شرط ابتداء به نكره در اوّل جمله حاليه اين است كه بعد از واو حال باشد ، لازم نيست بلكه صرف در جمله حال بودن كفايت مىكند هرچند كه در آغاز آن جمله حاليه واو حاليه نباشد چنان كه در اين شعر مشاهده گرديد . و من روى : و هركس در اين شعر « مدية » را به نصب روايت كرده است ، بايد دانست كه در اين فرض « مدية » مفعول به است براى يك اسم فاعل مثل « حاملا » يا « ممسكا » كه آن اسم فاعل ، حال از ضمير مفعولى در « تراني » است « بيدي » نيز متعلّق به آن مىباشد و نمىتواند « مدية » بدل اشتمال از ياء در « تراني » باشد زيرا در بدل اشتمال شرط است كه در هنگام ذكر مبدل منه ، ذهن و نفس مخاطب مشتاق به شنيدن بدل گردد مثل : « سرق زيد ثوبه » لكن در اينجا در هنگام ذكر ياء متكلم ، ذهن و نفس مخاطب در انتظار و مشتاق چيز ديگرى نيست ، و ديگر اينكه در بدل اشتمال شرط است كه ضميرى در بدل باشد كه به مبدل منه عود كند كه در اينجا بدل مشتمل بر ضمير نيست . و ممّا ذكروا من المسوّغات : در آخر بايد توجه داشت كه بعضى از علما مسوّغات ديگرى نيز براى ابتداء به نكره ذكر كرده‌اند ، كه بعضى از مواردى كه علما ذكر كرده‌اند و آنها را از مسوّغات مىشمارند عبارتند از : 1 - اسم نكره در جمله اسميه حصريه باشد و اسم نكره محصور فيه باشد ، مانند : « إنّما في الدار رجل » « اين است و جز اين نيست كه در خانه فقط مردى است » . 2 - اسم نكره در جمله اسميّه مفصّله باشد يعنى در جمله‌اى باشد كه توضيح و شرح اجمال از لفظ قبل است ، مانند قول أمير المؤمنين عليه السّلام : « الدهر يومان : يوم لك و يوم عليك فإذا كان لك فلا تبطر و إذا كان عليك فاصبر » . « 2 »
هامش
( 1 ) - شرح ابن عقيل : 1 / 221 . ( 2 ) - نهج البلاغة : ح 390 / 1273 .