معناى « غطّى » و متعدى به يك مفعول شده و مفعول آن « وجهها » مىباشد و « سعف » فاعل آن و « منتشر » صفت فاعل است .
معناى شعر : « سوار مىشوم - در هنگام خوف - مراد زمان جنگ است - ملخى را - مراد اسبى همچون ملخ است كه مثل آن با پرش جابجا مىشود - كه اينچنين صفت دارد پوشانده صورتش را موى افشان و پراكنده پيشانى او » .
2 - « كسى » اگر تبديل به « كسى » شود متعدى شده و به معناى « أعطى كسوة » يعنى « اعطا كرد پيراهنى را » مىشود كه در اين معنا « كسى » متعدى به دو مفعول است مانند : « كسوت زيدا جبّة » .
و قالوا : و نحويون مكتب كوفه گفتهاند : فعل « شتر » نيز همچون « كسى » مىباشد كه اگر كسرهء عينالفعل آن تبديل به فتحه شود متعدى مىگردد زيرا در صورت كسره عينالفعل « شترت عينه » آن فعل لازم بوده و به معناى : « پلك چشم او برگشت » است و لكن اگر عينالفعل مفتوح گردد آن فعل متعدى مىشود مانند :
« شتر اللّه عينه » به معناى « برگرداند خدا پلك چشمش را » .
و هذا عندنا : لكن مصنف كتاب ، اين قول كوفيون را قبول ندارد و مىگويد قسم هشتم از اسباب تعديه كه كوفيون نقل كردهاند صحيح نيست زيرا اين گونه نيست كه اين دو فعل « كسى و شتر » تنها يك وزن داشته باشند سپس به وزن « فعل » ثانيا و بالعرض تغيير يابند و متعدى گردند بلكه مادهء « كسوة » و « شتر » دو نوع فعل دارد يكى به كسره عينالفعل و ديگرى به فتح آن ، در صورت فتح ، متعدى مىباشد و در صورت كسر ، اين فعل مطاوع فعل متعدى آن است بنابراين اگر فعل متعدى به دو مفعول باشد ، فعل مكسور العين متعدى به يك مفعول ، و اگر فعل مفتوح العين متعدى به يك مفعول باشد ، فعل مطاوع مكسور العين لازم مىباشد ، مثلا گفته مىشود : « شتره فشتر » مانند : « ثرمه فثرم » يعنى « شكست دندان او را ، پس شكسته شد » يا « ثلمه فثلم » يعنى « سوراخ كرد آن را پس سوراخ شد » و از همين قبيل است ، مثال : « كسوته الثوب فكسيه » كه « كسى » به فتحالعين به معناى « أعطى » دو مفعولى است و « كسى » كه مطاوع آن است يك مفعولى است .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٢٢٦