مىشود تفسير و بيان همان معنايى است كه حاصل و مراد و مستفاد از جمله « هل أدلكم . . . » است . و در اينجا معناى متحصل و مستفاد از « هل أدلكم على تجارة . . .
تومنون باللّه » اين گونه « هل أدلكم على حكم تنجيكم من عذاب اليم ، آمنوا باللّه و رسوله » مىباشد و معناى مفسّر و مفسّر يكى است زيرا « آمنوا باللّه . . . » همان « حكم » نجات بخشى است كه خداوند مىخواهد انسان را به آن راهنمايى كند ، همانطور كه در مثال « هل ادلك على سبب نجاتك ؟ آمن باللّه » معناى مستفاد و متحصّل از جمله استفهاميه ، به واسطه امر « آمن باللّه » تبيين مىشود كه اين نحوه تفسير همانند تفسير در « هل أدلك على سبب نجاتك هو أن تومن باللّه » مىباشد كه جمله مفسّر خبريه بوده و تفسير معناى سبب نجات است كه معناى متحصّل از جمله استفهاميه است .
و حينئذ فيمتنع : در اين صورت كه « تومنون » به معناى « آمنوا » بوده و تفسير آيه قبل - چه تفسير صناعى و چه تفسير معنوى - باشد ، ممتنع است عطف « بشّر المؤمنين » بر « تومنون » هرچند كه از آن اراده « آمنوا » شده باشد ؛ زيرا « بشر المؤمنين » كه عطف بر « تومنون » است ، حكم « تومنون » را دارد يعنى جمله « بشّر » نيز بايد تفسير جمله « هل أدلكم . . . » باشد در حالى كه در جمله مفسّر « هل أدلكم » معناى تبشير و بشارت نيست تا اينكه بوسيله « بشر المؤمنين » تفسير شود ، بنابراين اين تركيب در اين فرض اشتباه مىباشد .
نكته : بيشتر مفسّرين قائل به استينافيه بودن جمله « و بشّر المؤمنين » هستند . « 1 »
هامش
( 1 ) - ر . ك . مجمع البيان : 5 / 280 ، مشكل إعراب القرآن : 2 / 375 ، البيان : 2 / 436 ، إملاء ما منّ به الرحمن : 2 / 260 .