قابل ذكر است كه بعضى از نحويين مانند فراء مىگويند : اين ضماير يك كلمهء بسيط و مجموع « أن » و تاء ضمير است ، و برخى ديگر از نحويين مانند ابن كيسان مىگويند : حرف آخر آنها ضمير و « أن » كرسى ذكر آنهاست . « 1 »
3 - تاء مفرده محرّكه در اواخر افعال ، كه اسم و ضمير و محلا مرفوع مىباشد ، مانند : « قمت » و « ضربت » .
4 - تاء مفرده ساكنه در اواخر افعال ، و آن حرفى است كه وضع شده است براى بيان تأنيث مسنداليه فعل كه فاعل و نائب فاعل مىباشد ، مانند : « قامت » و « ضربت » .
شايان ذكر است گاهى اين حرف ، علامت تأنيث كلمه مىشود ، لذا به كلماتى چون « ثمّ » و « ربّ » وصل مىشود و اكثرا حركت فتحه نيز به آن داده مىشود ، كه در اين صورت گفته مىشود : « ثمّة » و « ربّة » و گاهى آن دو را ساكن مىكنند و گفته مىشود « ثمّت » و « ربّت » . مانند :
« و لقد أمرّ على اللئيم يسبّنى * فمضيت ثمّت قلت لا يعنينى » « 2 »
و مانند : « ربّة رجل عمل فنال ما تمنّاه » .
« و ربّتما يكون الجبن حلما * إذ الإقدام مرزأة و حمق » « 3 »
شاهد : در الحاق تاى تأنيث به « ثمّ » و « ربّ » مىباشد .
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به همع الهوامع : 1 / 60 .
( 2 ) - الكتاب : 1 / 487 .
( 3 ) - موسوعة النحو و الصرف و الإعراب : 384 .