تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
هرگز هدايت نمىشديم و هرگز نه تصدّقى مىكرديم و نه نماز مىخوانديم » . نكته : دربارهء شاعر اين رجز ، بين علما اختلاف است و بعضى اين رجز را به عبد اللّه بن رواحة و بعض ديگر به كعب بن مالك نسبت داده‌اند و اين دو نفر و حسان بن ثابت مشهور به شعراء النبى هستند . و ربّما قالوا : و گاهى قليلا أعراب مقسم به تاء را كلمهء « ربّي » و « ربّ الكعبة » و « الرحمن » قرار مىدهند و مىگويند : « تربي » و « تربّ الكعبة » و « تالرحمن » . چنان كه ابن مالك ، اين مطلب را در الفيه بيان نموده است :
و اخصص بمذ و منذ وقتا و بربّ * منكرا و التاء للّه و ربّ
قال الزمخشري : « 1 » زمخشرى در تفسير آيهء شريفه :
وَ تَاللَّهِ لَأَكِيدَنَّ أَصْنامَكُمْ
« الأنبياء / 57 » قائل است به اينكه تاء ، حرف جر قسميه تعجبيه مىباشد ، به همين جهت مىگويد : همانا باء به دليل كثرت استعمال ، اصل در ادات قسم است و تاء بدل از واو قسم مىباشد به علت اينكه ابدال تاء از واو در زبان عرب زياد است ، مانند واو « و قوى » كه تبديل به تاء شده و « تقوى » مىگردد ، و واو نيز بدل از باء مىباشد چون اين دو حرف قريب المخرج هستند . بنابراين تاء ، چون بدل از آنها مىباشد ، از ادات قسم است . و لكن در تاء علاوه بر معناى قسم يك معناى ديگرى نيز هست و آن معناى تعجب است . و در آيه كه حكايت قول حضرت ابراهيم است ، تاء - علاوه بر معناى قسم - مفيد معناى تعجب نيز مىباشد ، و گويا حضرت ابراهيم از سادگى و راحتى شكستن بتها به دستش و ممكن گرديدن آن تعجب مىكند . 2 - تاء مفرده محركه در اواخر اسماء ، كه اين حرف خطاب بوده كه به اواخر ضماير مرفوعى منفصل مخاطب ملحق مىشود ، مانند : تاء در « أنت و أنت و أنتما ، أنتم و أنتنّ » و اين مذهب بصريين است .
هامش
( 1 ) - الكشاف : 3 / 122 .