اين گونه مىشود : « نديدم زيد را بلكه ديدم عمرو را » .
متن و تزاد قبلها « لا » لتوكيد الإضراب بعد الإيجاب كقوله :
« وجهك البدر لا بل الشمس لو لم * تقض للشمس كسفة أو افول » « 1 »
شرح گاهى قبل از « بل » ، « لا » زائده قرار مىگيرد و در اين صورت اگر كلام قبل از « بل » مثبت بود ، علّت زيادت « لا » تأكيد اضراب از كلام سابق مىباشد ، مانند اين شعر كه شاهد در آن زيادت « لا » قبل از « بل » در كلام مثبت است .
معناى شعر : « چهرهء تو ماه شب چهارده است بلكه يقينا خورشيد است آنگاه كه براى خورشيد كسوف يا غروبى اتفاق نيفتد » .
و اگر در موقع زيادت « لا » كلام قبل از « بل » منفى باشد ، علت زيادت « لا » تأكيد تثبيت و تقدير حكم براى ماقبل است .
ولى ابن در ستويه كه از شاگردان مبرد و ابن قتيبه بوده و ايرانى و از علماى ادبيات عرب مىباشد قائل است كه هرگز « لا » زائده قبل از « بل » در كلام منفى قرار نمىگيرد . لكن اين كلام ايشان ارزش علمى ندارد ، زيرا در كلام عرب فصيح اين گونه استعمال شده است ، مانند قول أبي رميح خزائي از شعراى واقعهء كربلا خطاب به حضرت فاطمة بنت الحسين عليهما السّلام :
« تبكّى على آل النبي محمد * ما أكثرت في الدمع لا بل أقلّت » « 2 »
شاهد : در زيادت « لا » قبل از « بل » در كلام منفى است .
ضمير مؤنث در فعلهاى مذكور در شعر راجع به كلمه « عين » است كه در اشعار قبل ذكر شده است .
معناى شعر : « گريه مىكند چشم بر آل پيامبر ، و آن چشم زياد نكرده است در ريختن اشك بلكه كم گذارده است » .
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 12 . شرح الاشمونى : 3 / 113 . همع الهوامع : 2 / 136 . التصريح على التوضيح :
2 / 148 . النحو الوافي : 3 / 627 .
( 2 ) - أدب الطف : 1 / 59 .