پيامبر صلّى اللّه عليه و آله داراى نقص عقلى است مىباشد :
أَمْ يَقُولُونَ بِهِ جِنَّةٌ بَلْ جاءَهُمْ بِالْحَقِّ
« المؤمنون / 70 »
لذا ، « بل » در آيه ، وقوع اين نقص بر پيامبر را مردود دانسته و خداوند مىفرمايد او براى آنان مطالب حقّه آورده است .
بايد دانست كه در متن كتاب دو مثال آورده شد تا دانسته شود كه جملهء بعد از « بل » هردو قسم جمله - اسميه و فعليه - واقع مىشود .
ب : اضراب انتقالى : يعنى متكلم كلام سابق را ناديده انگاشته و از غرضى كه از آن كلام داشته به غرض ديگرى كه در جمله بعد از « بل » دارد منتقل مىشود بدون اينكه كلام سابق را باطل كند ، مانند قول خداوند متعال :
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّى وَ ذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا
« الأعلى / 14 - 16 »
شاهد : در دارا بودن « بل » معناى اضراب انتقالى و وقوع آن قبل از جمله است ، به اين معنا كه خداوند متعال كلام سابق - رستگارى در تزكيهكردن و سپس نماز خواندن - را ديگر تمامشده انگاشته و غرض از بيان آن حاصل شده ، سپس كلام را منتقل به مطلب ديگرى براى بيان غرض خاصّى - دنبالهروى انسانها از حيات دنيوى - مىكند .
و مانند قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در مدح امير المؤمنين عليه السّلام كه ايشان در روز شورا ، براى حقانيّت خود به آن تمسّك كردند : « ما أنا انتجيته بل اللّه انتجاه » . « 1 »
شاهد : وقوع « بل » اضرابيه انتقاليه قبل از جمله است .
معناى حديث : « من او را انتخاب نكردم براى نجواى مطالب خاص بلكه خداوند او را براى نجوا برگزيد » .
و هي في ذلك حرف ابتداء : و اين « بل » كه بعد از آن جمله واقع مىشود حرف ابتداست و حرف عطف نمىباشد بنا بر رأى صحيح ، در مقابل اين قول ،
هامش
( 1 ) - مناقب ابن مغازلى : 117 . متن حديث : قال : أنشدكم باللّه أتعلمون أنّه ناجانى يوم الطائف دون الناس فأطال ذلك فقلتم ناجاه دوننا ، فقال : « ما أنا انتجيته بل اللّه انتجاه » غيرى ؟ قالوا : اللهم نعم .