ابن مالك مىگويد : در اين صورت كه بعد از آن جمله واقع مىشود ، مىتواند حرف عطف نيز باشد .
و إن تلاها مفرد فهي عاطفة : اگر بعد از « بل » كلمهء مفردى - در مقابل جمله - واقع شود اين « بل » عاطفه مىباشد و در اين صورت دو قسم است :
1 - « بل » عاطفهء ناقله : كه حكم جملهء ماقبل را به ما بعد منتقل مىكند و كلام سابق را مانند كلامى كه اصلا گفته نشده است - مسكوت عنه - قرار مىدهد به طورى كه گويا اصلا حكمى نسبت به محتواى آن از ناحيهء متكلّم صادر نشده است و اين معنا در جايى است كه كلام سابق ، امر يا جمله خبريهء مثبت باشد ، مانند :
« إضرب زيدا بل عمرا » و « قام زيد بل عمرو » كه « بل » حكم طلب زدن مخاطب به « زيد » را به « عمرو » منتقل مىكند و در مثال دوّم حكم قيام « زيد » را به « عمرو » منتقل كرده به طورى كه گويا در هردو مثال اصلا طلب زدن زيد را و يا قيام زيد را اصلا بيان نكرده است . ابن مالك مىگويد :
انقل بها للثان حكم الأوّل * في الخبر المثبت و الأمر جليّ
2 - « بل » عاطفه تقريريه : حكم مذكور در كلام سابق را ، براى آن تثبيت و تقرير مىكند ، و ضد حكم سابق را به مابعد مىدهد و اين در صورتى است كه در جملهء سابق نهى و يا نفى باشد ، مانند : « ما قام زيد بل عمرو » و « لا يقم زيد بل عمرو » كه « بل » در اين دو مورد حكم نفى قيام و نهى آن را براى « زيد » تثبيت كرده و نقيض آن را - قيام و عدم تحريم قيام - براى مابعد قرار مىدهد . بنابراين معناى اين دو مثال اين گونه مىشود : « قيام نكرد زيد بلكه قيام كرد عمرو » و « نبايد قيام كند زيد بلكه بايد قيام كند عمرو » .
و أجاز المبرّد و عبد الوارث : مبرّد از پيشوايان نحو بصره و عبد الوارث از علماى ادبيات و از شاگردان ابو العلاء معرى اجازه دادهاند در صورت تقدّم نفى و نهى ، « بل » همانند صورت تقدّم امر و ايجاب ، ناقله بوده و حكم ماقبل را به مابعد انتقال داده و كلام سابق را مسكوت عنه قرار دهد ، بنابراين معناى « ما رايت زيدا بل عمرا » مىشود : « نديدم زيد را بلكه نديدم عمرو را » لكن بنا بر قول مشهور معناى آن