و يرده : و رد مىكند قول كوفيين را ، استعمال « كي » در اين مثال « كيمه » همانطور كه اعراب « لمه » مىگويند و اين دو عبارت را به يك معنا مىدانند و اگر « كى » همواره حرف مصدريه ناصبه مىبود ، اوّلا واجب بود بر فعل داخل شود ، پس عدم دخول آن در اين مثال بر فعل ، و بلكه دخول آن بر « ما » استفهاميه ، كاشف از غير مصدريه بودن آن است ، و ثانيا هممعنا بودن اين دو مثال ، حاكى از اين است كه قسم ديگرى براى اين كلمه مىباشد كه مترادف لام در « لمه » است و آن حرف جر به معناى تعليل است .
« تنبيه »
متن إذا قيل : « جئت لتكرمني » بالنصب ، فالنصب ب « أن » مضمرة . . .
شرح اگر گفته شود : « جئت لتكرمني » كه قبل از فعل ، حرف جر و بعد از آن حرف جر ، فعل منصوب مىباشد ، در اين صورت نصب آن فعل به واسطه « أن » مقدر است زيرا حروف جاره يا بر اسم صريح و يا اسم مؤول مىآيند و چون در اينجا بعد از آن فعل است بايد يك « أن » مصدريه ناصبه در تقدير گرفت تا اسم مؤول گردد .
و جوّز ابو سعيد : لكن ابو سعيد جايز مىداند كه در اينجا نصب فعل به واسطه « كي » مصدريه مقدّر باشد . لكن قول اوّل ارجح است زيرا « أن » مصدريه در عمل نصب قدرت بيشترى از ديگر حروف مصدريه دارد بنابراين « أن » مصدريه ، قويتر براى تجوّز و تصرف در حذف و توسع در آن است كه در حالت تقدير نيز عمل كند .
نكته : هرگاه در عبارت نياز به تقدير گرفتن كلمهاى از يك صنف و گروه نحوى باشد ، اصل و كثير الاستعمالترين كلمه آن گروه در تقدير گرفته مىشود و چون در حروف مصدريه « أن » به علّت كثرت استعمال ، اصل است بنابراين بايد آن را در تقدير گرفت .