ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ
« الحديد / 23 و 24 »
شاهد : مصدريه بودن « كي » مذكور در آيه است زيرا هم صحيح است حلول و جايگزينى « أن » مصدريه بهجاى آن و هم قبل از آن لام تعليل مذكور است و الا اگر اين « كى » مصدريه نبود بلكه حرف جر تعليليه مىبود ، هرگز حرف جر بر آن داخل نمىشد زيرا حرف جر بر حرف جر هرگز داخل نمىشود .
و من ذلك : و از اين قسم مصدريه است ، « كى » مذكور در اين مثال : « جئت كى تكرمنى » و در اين آيه شريفه كه درباره حكم تقسيم غنائم و علّت تقسيم آن در بين مستضعفين است :
ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ كَيْ لا يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الْأَغْنِياءِ مِنْكُمْ
. « الحشر / 7 »
البته اگر شما قبل « كي » لام جارهء تعليليه در تقدير بگيريد و الّا اگر اين لام در تقدير گرفته نشود شرط استعمال « كي » مصدريه را نخواهد داشت و در اين صورت « كي » جاره تعليليه خواهد بود و در اين صورت چون فعل بعد منصوب است بايد « أن » مصدريه را بين « كي » و فعل تقدير گرفت .
و عن الأخفش : و نقل شده از اخفش كه اصلا « كي » مصدريه در زبان عرب نمىباشد و تنها « كي » حرف جاره است و هرگاه بعد از آن فعل منصوب بود ، آن فعل بوسيله « أن » مصدريه مذكور يا مقدّر منصوب مىباشد .
و يرده : لكن رد مىكند قول أخفش را مثل استعمال « كي » در اين آيه شريفه :
لِكَيْلا تَأْسَوْا
« الحديد / 23 »
زيرا اگر « كي » حرف جر مىبود هرگز بر آن حرف جر داخل نمىشد . و در اين آيه قطعا « كى » مصدريه است .
و عن الكوفيين : و نقل شده است از نحويين كوفه كه « كي » دائما حرف مصدريه ناصبه است بهعكس قول أخفش .