1 - قبل از « ما » استفهاميه در جائى كه سؤال از علّت چيزى مىشود و گفته مىشود : « كيمه ؟ » به حذف الف « ما » و الحاق هاء سكت به آن ، و معناى اين عبارت ، « لمه » مىباشد .
2 - دخول بر « ما » مصدريه كه در اين صورت ، جملهء بعد ، تاويل به مصدر رفته و در محل جر به واسطه « كي » مىباشد ، مانند قول شاعر :
« إذا أنت لم تنفع فضرّ فإنّما * يرجى الفتى كيما يضرّ و ينفع » « 1 »
شاهد : دخول « كي » جاره بر « ما » مصدريه است .
و گفته شده كه « ما » مذكور در شعر زائده كافه است . بنابراين اوّلا اين شعر دليل بر دخول « كي » بر « ما » مصدريه نمىشود ، و ثانيا معلوم مىشود كه اين كلمه بر « ما » زائده كافه نيز داخل مىشود .
معناى شعر : « اگر نفع نمىدهى تو به دوستان پس ضرر زن به دشمنان زيرا اين است و جز اين نيست كه اميد بسته مىشود به جوانمرد به دليل ضرر زدن او به دشمنان و نفع او به دوستان » .
3 - دخول بر « أن » مصدريه مقدّر ، مثل « جئتك كي تكرمني » البته اين دخول « كي » بر « أن » مقدر در اين مثال در وقتى است كه شما نصب فعل « تكرمني » را به واسطه « أن » مقدر بدانيد و الّا اگر نصب آن را بهوسيله « كي » فرض شود ، شاهد براى اين قسم نمىباشد .
الثّالث : سوّمين قسم « كي » ، حرف مصدرى همانند « أن » مصدريه است كه هم معناى آن را كه تأويل به مصدر بردن است ، و هم عمل آن را كه نصب فعل مضارع مىباشد ، دارد ، و اين قسم در مواردى است كه قبل از آن لام تعليل مذكور يا مقدّر بوده و جايگزينى « أن » مصدريه به جاى آن صحيح باشد ، مانند اين آيه شريفه كه دربارهء قضاء و تقدير الهى و تكليف انسان در قبال آنهاست مىباشد :
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 4 / 152 ، شرح شواهد المغني : 2 / ، شرح الكافية : 2 / 240 ، شرح الاشموني : 3 / 279 و 2 / 204 ، أوضح المسالك : 2 / 120 ، معجم النحو : 288 ، موسوعة النحو : 556 ، همع الهوامع : 2 / 5 ، التصريح على التوضيح : 2 / 3 .