است كه قول اوّل را دارند و مىگويند مطلقا و بدون هيچ شرطى جر تمييز « كم » استفهاميه جايز نيست . و مخالف قول دوّم نيز است كه مىگويند بدون هيچ شرطى جايز است .
و هو ب « من » مضمرة وجوبا : شايان ذكر است كه بنا بر جواز ، جر تمييز « كم » استفهاميه ، عامل جر آن « من » جاره بوده كه واجب است مقدر باشد . و جر آن به واسطه اضافه « كم » به آن نمىباشد بهخلاف زجاج كه مىگويد اوّلا جر آن جايز است و ثانيا مجرور شدن آن بوسيله اضافهء « كم » به آن است .
تخلص أنّ في جرّ تمييزها أقوالا : خلاصه كلام اين است كه در اعراب جر تمييز « كم » استفهاميه سه قول است : 1 - جواز مطلق كه قول فراء و ابن سراج و زجاج و برخى ديگر از نحويون بود ؛ 2 - منع مطلقا كه قول اوّل در كتاب بود ؛ 3 - تفصيل به اين صورت كه اگر مجرور شده باشد « كم » به يك حرف جر مثل « بكم درهم اشتريت ؟ » جز تمييز جايز است و اگر « كم » مجرور نبود ، جر تمييز آن نيز جايز نمىباشد .
زعم قوم : اعتقاد دارند گروهى از نحويين كه در لغت قبيله تميم نصب تمييز « كم » خبريه اگر مفرد باشد جايز است در حالى كه ما گفتيم جر آن واجب است .
نكته : ابن مالك در بيان كيفيت اعراب تمييز « كم » استفهاميه و خبريه در الفيه چنين مىگويد :
ميّز في الاستفهام « كم » به مثل ما * ميّزت عشرين ك « كم شخصا سما »
و أجز أن تجرّه « من » مضمرا * إن وليت « كم » حرف جرّ مظهرا
و استعملنها مخبرا كعشره * أو مائة ك « كم رجال أو مره »