شاهد : جايز بودن هركدام از دو معناى ردع و استفتاح داشتن « كلّا » در آيه و ارجحيت با معناى اوّل بودن است .
و قد تتعيّن للردع أو الاستفتاح : گاهى « كلّا » در عبارت متعيّن است كه يا معناى آن ردع و يا استفتاح باشد و اصلا احتمال معناى « حقّا » يا معناى « إي » را ندارد ، بنابراين قول كسائى و نضر بن شميل و تابعين آن دو مردود است ، مانند آيه شريفه سورهء مؤمنون كه در قبل ذكر شد زيرا در آن آيه نمىتواند « كلّا » به معناى « حقّا » باشد زيرا بعد از آن « إنّ » به كسر همزه ذكر شده است و هيچوقت بعد از « حقّا » و كلماتى به اين معنا « إنّ » مكسور واقع نمىشود و « كلّا » در اين آيه به معناى « نعم » نيز نمىباشد آنگونه كه نضر بن شميل مىگويد زيرا همانطور كه گفته شد ، اگر « كلّا » به معناى « نعم » بود معناى آيه وعدهء قبولى درخواست معذّبان از طرف خداوند مىبود زيرا « كلّا » در جواب طلب مىباشد و حرف جواب مثبت بعد طلب وعدهء قبولى آن است در حالى كه خداوند متعال در مقام رد درخواست آنان است .
و در سوره شعراء نيز « كلّا » متعيّن است كه يا معناى آن ردع و يا استفتاح باشد زيرا اوّلا بعد از « كلّا » « إنّ » مكسور است كه مكسور بودن كاشف از اين است كه « كلّا » به معناى « حقّا » نيست و ثانيا حضرت موسى در مقام رد قول قوم بنى اسرائيل است كه مىگفتند لشكر فرعون ما را دستگير مىكنند ، بنابراين با معناى « نعم » كه قبول قول آنان است ، مناسب نمىباشد .
و قد يمتنع كونها للزجر : و گاهى « كلّا » در عبارت تنها احتمال دارد كه معناى استفتاح داشته باشد و ممتنع است داراى معناى ردع و زجر باشد ، مانند اين آيه شريفه كه دربارهء خصوصيات قرآن كريم است :
وَ ما هِيَ إِلَّا ذِكْرى لِلْبَشَرِ كَلَّا وَ الْقَمَرِ
« المدثر / 31 و 32 »
شاهد : فقط احتمال معناى استفتاح داشتن « كلّا » در آيه است چون قبل از آن مطلبى گفته نشده كه رد آن صحيح باشد ، كه بتوان گفت : « كلّا » داراى معناى ردع است زيرا معناى آيه اين گونه است : « و نيست اين آيات مگر موعظهاى براى بشر ، بدان و آگاه باش قسم به ماه كه اين گونه است » .