كه پيرو اين دو هستند ، اعتقاد دارند كه همواره معناى « كلّا » ردع و زجر نيست ، بلكه گاهى داراى معناى دوّمى است كه بهخلاف معناى اوّل مىتوان وقف قبل از آن صورت گرفته و « كلّا » به اين معنا در ابتداى كلام واقع مىشود . پس اين گروه از نحويين يك معناى ديگر بر معناى اوّل « كلّا » اضافه كردهاند لكن باهم در كيفيت معناى دوّم اختلاف دارند و در اين مطلب سه قول است :
1 - قول كسائى و تابعين آنكه مىگويند : معناى دوّم « كلّا » ، « حقا » مىباشد .
2 - قول ابو حاتم و پيروان آنكه مىگويند : معناى دوّم آن « ألا » استفتاحيه است .
3 - قول نضر بن شميل از ادباى بصره و فراء و تابعين اين دو كه مىگويند :
معناى دوّم آن : حرف جواب مثبت مترادف با كلمه « نعم » و « إي » است و اينان « كلّا » در آيه شريفه :
كَلَّا وَ الْقَمَرِ
« المدثر / 23 » را حمل بر معناى « إي » كردهاند و گفتهاند .
معناى آيه : « إي و القمر » است .
و قول أبي حاتم أولى : اوّلا بايد دانست در مقام داورى بين اين سه قول در ارتباط با تعيين معناى دوّم « كلّا » بايد گفت كه قول ابى حاتم ارجح و اولى از قول كسائى و نضر بن شميل است زيرا معناى استفتاحيه داشتن « كلّا » كه قول أبى حاتم است در مواردى كه « كلّا » معناى ردع و زجر ندارد اكثر اطّرادا است يعنى بيشتر قابل تطبيق بر « كلّا » در عبارات است . زيرا قول نضر بن شميل كه مىگويد : معناى دوّم اين كلمه « إي » است در دو آيه سورهء مؤمنين و شعراء ممكن نيست چون در آيه شريفهء :
رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلَّا إِنَّها كَلِمَةٌ
« المؤمنون / 99 و 100 »
كه درباره خواهش مردگان از خداوند براى بازگشت به دنيا و انجام عمل صالح است ، خداوند در مقام جواب مثبت دادن به آنها نيست بلكه يا ردع آنان مىكند كه اين معناى اوّل « كلّا » است يا كلام با آن استفتاح مىشود و خداوند مىگويد آگاه باشيد كه اينان فقط حرف مىزنند و اهل عمل نيستند كه اين معناى دوّمى است كه ابو حاتم بيان كرد ، و در آيه شريفه :
قالَ أَصْحابُ مُوسى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ قالَ كَلَّا إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ
« الشعراء / 61 و 62 »