د : « أ رأيت » : كه در اصل مركّب از همزه استفهام و فعل قلبى « رأيت » به معناى « علمت » است كه متعدّى به دو مفعول بوده ، سپس اين جمله انشائيه استفهاميه به جمله انشائيه امرى نقل داده شده است كه در اين صورت به معناى « أخبرني » مىباشد و كاف به اين فعل ملحق مىشود تا بيان كند كه فاعل فعل ، مفرد مذكر مخاطب است ، مانند قول خداوند متعال در حكايت كلام ابليس در هنگامى كه خداوند امر به سجده بر آدم كرد :
قالَ أَ رَأَيْتَكَ هذَا الَّذِي كَرَّمْتَ عَلَيَّ لَئِنْ أَخَّرْتَنِ إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ لَأَحْتَنِكَنَّ ذُرِّيَّتَهُ إِلَّا قَلِيلًا
« الإسراء / 62 » .
شاهد : حرف خطاب بودن كاف است كه بيان مىكند فاعل فعل « رأيت » مفرد مذكر مخاطب ، است .
معناى آيه : « ابليس گفت خبر ده مرا - اى خدا - كه اين است كسىكه برترى دادى تو او را بر من ، هرآينه اگر مرا مهلت دهى تا روز قيامت قطعا تمامى فرزندان آدم را بدام مىاندازم به جز قليلى از آنان » .
نكته : اگر فاعل فعل « رأيت » تثنيه يا جمع بود ، در اين صورت ، فعل به همان صورت مفرد آورده مىشود و لكن اگر مراد از فاعل ، تثنيه بود « كما » و اگر جمع مذكّر بود « كم » و اگر جمع مونث بود « كنّ » بعد از فعل آورده مىشود و گفته مىشود :
« أرايتكما ، أرايتكم ، أرايتكنّ » « 1 » و دانستيم كه در صورت مفرد بودن فاعل « ك » حرف خطاب به اين فعل ملحق مىشود .
هامش
( 1 ) - براى تحقيق مراجعه شود به النحو الوافي : 1 / 215 .