تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 302

مساهمون:

ص٣٠٢
و هرگز توجهى نمىشود به قول شياطين » . و قد مضى : و محققا گذشت در بحث پيرامون معناى سوّم كه بعضى از نحويين حمل كرده‌اند بر اين معناى تحقيق قول خداوند متعال را :
قَدْ يَعْلَمُ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ
« النور / 64 » و همين معنا نيز قول صحيح در اين آيه است . السّادس : ششمين و آخرين معناى « قد » حرفيه ، نفى است و اين معنا را ابن سيد قائل بوده و منشأ استنباط اين راى ، قول عرب است كه ابن سيد آن را حكايت مىكند ، « قد كنت في خير فتعرفه » به نصب « تعرف » ، و دليل او براى معناى نفى داشتن « قد » در اين مثال ، نصب فعل مضارع در جواب جمله قبل است و اين نصب كاشف از معناى « نفى » داشتن « قد » در مثال است ، زيرا فعل مضارع در جواب نفى ، منصوب به « أن » مقدّر مىگردد .
و بعد فاء جواب نفي أو طلب * محضين « أن » و سترها حتم نصب
و هذا غريب : و اين معنا براى « قد » غريب و غيرقابل قبول است ، و جمهور نحويين اين معنا را براى « قد » ذكر نكرده‌اند و مىتوان تمامى مواردى كه ادعا شده است كه « قد » داراى معناى نفى است حمل بر ديگر معانى آن كرد ، در اين مثال نيز مىتوان براى نصب فعل مضارع در جواب عبارت قبل ، محمل و توجيه ديگرى تصوّر و فرض كرد كه در آن صورت « قد » معناى نفى نخواهد داشت و آن محمل و توجيه چنين است كه اين كلام خطاب به شخصى است كه اصلا اهل خير نبوده و متكلم اين كلام را براى استهزاء و تمسخر او مىگويد كه لازمه معنوى آن ، اين است كه او اهل خير نيست و الّا متكلم او را با اين كلام مسخره نمىكرد مثل قول شما براى شخص دروغگو كه براى تمسخر او مىگوييد : « هو رجل صادق » ، بنابراين لازمهء معنوى و مدلول التزامى اين كلام ، نفى است و نصب فعل مضارع به‌جهت همين نفى معنوى لازمهء كلام است و به‌جهت معناى نفى داشتن « قد » نمىباشد .