بر فتح فاعل فعل مقدّم و « أن نطقت » در محل جر مضافاليه آن ، « حمامة » فاعل « نطقت » و جار و مجرور متعلّق به « نطقت » و « ذات » صفت « غصون » و اضافه به « أوقال » جمع « و قل » به معناى ميوه درخت مقل كه درختى است از خانواده درخت نخل .
معناى شعر : « منع نكرد آشاميدن آب را از آن شتر قوى غير نطق و صداى كبوترى كه بر شاخههاى داراى ميوههاى درخت مقل بود » .
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى ) — صفحة 255
مساهمون: غلامعلى صفايى
ص٢٥٥