شاهد : در توهّم اضافه « عل » به ضمير غائب است .
جواب : اين قول توهّمى بيش نيست زيرا اين هاء ضمير نمىباشد تا اينكه « عل » به آن اضافه شده باشد بلكه هاء سكت است كه گاهى به كلمات ملحق مىشود « 1 » و إلّا اگر هاء ضمير بود چون اضافه از اختصاصات است و اسم مبنى به واسطه آن معرب مىشود پس در شعر بايد اين كلمه معرب مىشد در حالى كه همانطور كه ملاحظه مىشود مبنى بر ضم است .
تركيب شعر : « يا » حرف ندا بوده كه مناداى آن محذوف است و امكان دارد « يا » براى تنبيه باشد و « ربّ » حرف جر و « يوم » لفظا مجرور و در محل رفع بنابر ابتدائيت و « لي » متعلّق به شبه فعل عموم ، صفت براى « يوم » است و « اظلّله » فعل مضارع متكلم مجهول از باب تفعيل است و در محل رفع بنا بر خبريت است و ضمير هاء به تقدير « في » راجع به « يوم » است و « أرمض » فعل مضارع متكلم با ضمير مستتر وجوبى ، خبر بعد از خبر است و جار و مجرور متعلّق به آن است و « تحت » مبنى بر ضم به دليل حذف مضاف اليه آنكه ياء متكلم بوده است و « أضحى » فعل مضارع متكلم با ضمير فاعلى مستتر عطف بر « أرمض » و جار و مجرور متعلّق به « أضحى » و « عل » مبنى بر ضم و هاء براى سكت است .
معناى شعر : « بدان و آگاه باش - و يا اى قوم - چهبسيار روزى كه اينچنين صفت داشت براى من بود كه در آنروز سايهاى بر من افكنده نشده بود ، و مىسوختم از ناحيه پائين خودم ، و از بالاى خود نيز مواجه با بروز و تابش خورشيد بودم » .
متى اريد به المعرفه : بايد دانست كه هرگاه متكلم از « عل » ارادهء فوقيّت خاصى كند ، يعنى مضافاليه محذوف را در نيّت داشته باشد كه در اين صورت « عل » معرفة مىباشد ، اين كلمه به جهت افتقار معنوى به اسم مضاف اليه مبنى بر ضم مىگردد همانند « تحت و قبل » كه هرگاه مضافاليه آن دو محذوف و منوىّ
هامش
( 1 ) - براى تحقيق درباره موارد الحاق هاء سكت ، مراجعه شود و به شرح الكافية : 2 / 408 . همع الهوامع : 2 / 210 .
و شذا العرف : 141 .