باشد مبنىّ بر ضم مىگردند ، همانطور كه در شعر قبل « عل » به جهت اينكه معرفه بود و فوقيت خاصى - فوقيت و بالاى شاعر - مراد بود و نه هرفوقيتى ، مبنى بر ضم گرديد .
و مثل شعر قبل كه « عل » از آن اراده معرفه شده و مبنى بر ضم مىباشد قول حسان بن ثابت در مدح پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است :
« شهدت بإذن اللّه أنّ محمدا * رسول الّذي فوق السموات من عل » « 1 »
شاهد : در معرفه بودن « عل » و ارادهء فوقيت خاصكردن شاعر از آن ، و بناى آن بر ضم است . و آن فوقيت ، به قرينهء كلمهء « السموات » مذكور ، همان فوقيت آسمان است .
معناى شعر : « شهادت مىدهم به إذن خداوند به اينكه همانا محمّد صلّى اللّه عليه و آله رسول خدايى است كه او فوق سماوات از فوق سماوات است . » .
ابن مالك نيز در بيان اين حالت كه « عل » مبنى بر ضم مانند « قبل و بعد و غير » است مىگويد :
قبل كغير ، بعد ، حسب ، اوّل * و دون و الجهات أيضا و عل
و متى اريد به النكرة : و اگر زمانى متكلم از « عل » اراده فوقيت خاصى نكند بلكه مطلق فوقيت و نكره مراد او باشد . در اين صورت « عل » معرب مىگردد ، زيرا شباهت افتقارى و نياز به اسم مضاف اليه زائل شده است ، مانند قول امرى القيس در وصف اسب خود در هنگام شكار :
و قد اغتدي و الطّير في وكناتها * بمنجرد قيد الأوابد هيكل
« مكرّ مفرّ مقبل مدبر معا * كجلمود صخر حطّه السيل من عل » « 2 »
شاهد : در نكره بودن « عل » و معرب شدن آن در اين هنگام است و زيرا مراد شاعر در
هامش
( 1 ) - ديوان حسان بن ثابت : 305 .
( 2 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 373 ، شرح شواهد المغني : 1 / 451 ، أوضح المسالك : 2 / 221 ، الكتاب : 2 / 372 ، النحو الوافي : 3 / 148 ، شذور الذهب : 107 ، شرح الاشموني : 2 / 269 ، همع الهوامع : 1 / 210 ، البهجة المرضية :
133 ، التصريح على التوضيح : 2 / 54 .