كردم مردى را كه وجود و عدم او مساوى است » .
و اين كلمه وقتى به معناى « الوسط : ميان » و به معناى « التام : كامل » باشد به صورت « سواء » به فتح سين و الف ممدود استعمال مىشود ، مانند قول خداوند متعال دربارهء ديدن مؤمن دوست كافر خود را در جهنم :
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَواءِ الْجَحِيمِ
« الصافات / 55 »
شاهد : در معناى ميان داشتن و استعمال اين كلمه به فتح سين با الف ممدود است .
معناى آيه : « پس مطلع شود آن مؤمن و ببيند آن كافر را در ميان جهنّم » .
و مانند قول شما كه مىگوئيد « هذا درهم سواء » يعنى : « اين يك درهم كامل است » . و اين كلمه هرگاه به معناى « القصد : اراده » باشد ، به صورت « سوى » كه داراى الف مقصوره و سين مكسور است استعمال مىشود و اين غريبترين و كم استعمالترين معنا در بين معانى « سواء » مىباشد و اين معنا را ابو سعادات بن شجرى از علماى نحو بصره كه شيعه نيز مىباشد براى « سواء » ذكر كرده است ، مانند قول قيس بن خطيم از شعراى مخضرم در مدح خداش بن زهير عامرى كه قيس بن خطيم را در خونخواهى پدرش كمك كرد و لكن حذيفة بن بدر به شاعر در يارى او ، پاسخ منفى داد :
« فلأصرفنّ سوى حذيفة مدحتي * لفتي العشيّ و فارس الأحزاب » « 1 »
شاهد : در وجود « سوى » به معناى قصد در زبان عرب است .
معناى شعر : « پس هرآينه برمىگردانم حتما مدح كردنم را از قصدكردن حذيفه به سوى جوانمرد وقت سختى و سواركار ميدانهاى نبرد » .
نكته : « العشيّ » وقت بين ظهر و غروب خورشيد را گويند كه موقع شدّت گرما و سختى روز است و شاعر از آن ارادهء تمامى اوقات سخت و مشقّتبار ايام حيات كرده است و بايد دانست كه شعر داراى قوافى فائيه است و به جاى كلمه
هامش
( 1 ) - شرح أبيات مغني اللبيب : 3 / 220 ، لسان العرب : 14 / 416 ، ديوان قيس بن الخطيم : 127 .