2 - رفع آن بنا بر اينكه اگر مستثنى به « إلّا » در كلام وجود داشت بدل از مستثنىمنه « أحد » مىتوانست باشد ، كه در اين مثال « سوى » تقديرا آن اعراب را مىگيرد ، و در مانند اين مثال وجه دوّم ارجح است زيرا تابعيت مستثنى از مستثنىمنه در كلام تام غير موجب ارجح از نصب آن است .
و عند سيبويه و الجمهور : لكن در نزد سيبويه « 1 » و جمهور نحويين كلمه « سواء » به معناى مكان است كه در اين صورت ، ظرف مكان غيرمتصرف مىباشد يعنى همواره ملازم اعراب نصب بنا بر مفعولفيه بودن است و خارج از اين عنوان نمىشود مگر در ضرورت شعرى ، كه اين هم از موارد بسيار كم اين قسم است ، مانند قول شاعر :
و لم يبق سوى العدوا * ن دنّاهم كما دانوا « 2 »
كه « سوى » به معناى مكان ، فاعل واقع شده است .
تنبيه
متن يخبر ب « سواء » الّتي بمعنى « مستو » عن الواحد . . .
شرح « سواء » به معناى « مستوى » مىتواند خبر باشد از مبتدايى كه مفرد است ، مانند قول امير المؤمنين عليه السّلام در نامهاى خطاب به أسود بن قطبه از سرداران لشگر اسلام :
« فليكن أمر الناس عندك في الحقّ سواء » . « 3 »
شاهد : در وقوع « سواء » خبر براى « أمر الناس » كه مفرد است مىباشد .
معناى كلام : « پس بايد شأن و منزلت مردم در نزد تو در ملاحظه و مراعات حقّ ، مساوى باشد » .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 442 .
( 2 ) - شرح ابن عقيل : 1 / 613 ، شرح الاشموني : 2 / 159 ، التصريح على التوضيح 1 / 362 ، أوضح المسالك : 2 / 71 .
( 3 ) - نهج البلاغة : 59 / 1043 .