محل آن جمله ، عمل رفع انجام مىدهد . « ألمه » مجزوم به « من » و در اصل « ألومه » بوده كه به واسطه التقاى ساكنين ، واو حذف گرديده است و « أعصه » عطف بر آن و در اصل « أعصيه » بوده كه ياء به جزم ساقط شده است و « الخطوب » جمع « خطب » به معناى مشكل و دشوارى است .
معناى شعر : « همانا شأن چنين است كه اگر كسى بد بگويد دربارهء فرزندان دختر حسان ، من بد مىگويم او را ، و به او پشت مىكنم در سختيها و دشواريها » .
و تخريج الكسائي الحديث : امّا توجيه كسائى در حديث براى اثبات اينكه « إنّ » عمل مشهور خود - نصب به اسم و رفع به خبر - كرده است به اين گونه كه « أشد الناس » اسم « إنّ » بوده كه « من » زائد بر آن داخل شده و مانع از نصب آن گرديده و « المصورون » خبر و طبق عمل « إنّ » مرفوع است ؛ رد مىكنند آن را تمامى بصريين غير اخفش ، زيرا اين توجيه از دو نظر اشكال دارد :
1 - لفظى : و آن اوّلا زيادت « من » بر اسم « إنّ » در كلام ايجابى و مثبت مىباشد ، و ثانيا دخول آن بر اسم معرفه است ، بنا بر قول اصحّ در كسب تعريف كردن أفعل التفضيل در صورتى كه مضاف اليه آن معرفه باشد البته به اين شرط كه اراده شده باشد برترى موصوف افعل التفضيل بر تمامى افراد و مصاديق آن مضاف اليه . چنان كه محقق رضى « 1 » اين رأى را دارد . لكن ابن سراج ، ابو على فارسى ، جزولى و عبد القاهر جرجانى نظر مخالف او را دارند ، و در حالى كه جمهور نحويين مىگويند : اولا : « من » زائده واقع مىشود بعد از نفى و شبه آن مثل استفهام ، و در كلام مثبت نيز استعمال نمىشود ، و ثانيا مجرور آن بايد نكره باشد .
و زيد في النفى و شبهه فجرّ * نكرة كما لباغ من مفرّ
در حالى كه حديث هم مثبت بوده و هم مجرور « من » معرفه مىباشد .
2 - معنوى : زيرا معناى حديث بنا بر نظريه كسائى اين گونه است : « همانا مؤكدّا شديدترين مردم از حيث عذاب در روز قيامت مصورون هستند . » در حالى كه واقعيت چنين نيست ، زيرا معذّبتر از آنها مانند فرعون و . . . وجود دارد . ولى چون
هامش
( 1 ) - شرح الكافية : 1 / 288 .