است « من سيوف اللّه » متعلّق به شبه فعل عموم صفت براى « مهنّد » و « مسلول » به معناى ظاهر و آشكار صفت سوم براى « سيف » است .
معناى شعر : « همانا حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله شمشيرى است كه به آن روشنايى طلب مىشود و شمشيرى برّان از شمشيرهاى خداست كه آشكار مىباشد » .
و قيل : قد تنصبهما في لغة : و گفته شده است - قائل ابن سيد و ابن سلام است - كه گاهى عمل لفظى آن نصب به اسم و خبر است و اين لغت بعضى از اعراب كه جماعتى از بنى تميم هستند مىباشد و بر اين مدعى ، استدلال به قول پيامبر صلّى اللّه عليه و آله كردهاند : « إنّ قعر جهنم سبعين خريفا » . « 1 »
شاهد در نصب اسم « قعر » و خبر آن « سبعين » است ، و « خريفا » تمييز است و به معناى فصل پاييز است ، و مراد از آن ، عام و سال است لكن چون در جهنّم انسان همچون برگ در فصل پاييز ريخته شده و رنگها همه زرد مىگردد ، به جاى آن « خريفا » از باب جزء و ارادهء كلّ آورده شده است ، و « قعر » بنابراين قول به معناى « مسافت سير به عمق » است و اسناد خبر « سبعين خريفا » كه زمان است به اسم « قعر جهنم » كه آن نيز زمانى مىباشد بىاشكال است .
و قد خرّج : لكن مىتوان به اين استدلال جواب داد و گفت : كه محققا توجيه و حمل شده است اين حديث به اينكه « قعر » مصدر « قعرت البئر » است كه معناى آن رسيدن به قعر و انتهاى عمق شيئيى مانند چاه است ، و چون افعال و كارهاى موجودات مثل رسيدن به قعر و انتهاى شيئيى در زمان واقع مىشود ، بنابراين نصب « سبعين » بنابر ظرفيت براى « يكون » تامه مقدّر است كه از افعال عموم بوده و متعلّق « سبعين » مىباشد كه اين متعلّق در اصل خبر « إنّ » است بنابراين نصب « سبعين » بنابر خبريت « إنّ » نمىباشد و تقدير حديث اين گونه است : « إنّ بلوغ قعرها يكون في سبعين عاما » .
و قد يرتفع بعدها المبتدأ : گاهى بعد از « إنّ » ، مبتدأ و خبر هردو مرفوع مىباشند ، و توّهم مىشود كه « إنّ » عمل نكرده است لكن بايد دانست كه در اين
هامش
( 1 ) - معجم المفهرس لأحاديث النبي « ص » : 5 / 444 .