و حصر در آيه نيز همينطور است ، زيرا خطاب به مشركين است كه معتقد به پرستش خدايان بودند و حتى مىگفتند به پيامبر نيز فقط آيات شرك نازل مىشود ، و آيه در مقام نفى شرك و اثبات حصر آيات در توحيد بالنسبه به آن است نه اينكه به پيامبر تنها توحيد وحى مىشود و هيچگونه وحى به موارد ديگر نمىشود . بنابراين معناى آيه مىشود : وحى گرديده نمىشود به من در امر ربوبيت مگر توحيد ، نه اشراك .
در مقابل حصر مقيد ، حصر حقيقى است كه حصر شئ در شئ ديگر است بطورى كه اساسا نمىتواند شئ اوّل اشياء ديگرى غير از شئ دوّم باشد ، مثل
« أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ »
بنابراين حصر در آيه شريفه صحيح است . و آن اشكال وارد نيست .
متن و الأصحّ أيضا : أنّها موصول حرفي مؤوّل مع معموليه بالمصدر . . .
شرح گذشته از أصح بودن آن فرعيت ، بايد گفت كه أصح اين است كه « أنّ » عنوان ديگرى نيز دارد كه موصول حرفى است كه از خصوصيات آن ، اين مىباشد كه همراه دو معمولش ( اسم و خبر ) تأويل به مصدر برده شوند .
و كيفيت تأويل به مصدر بردن آنها اين گونه است كه :
الف : اگر خبر مشتق باشد ، مصدر خبر اضافه به اسم آن مىشود ، بنابراين در اين آيه :
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً
« الحج / 63 »
تقدير تأويل به مصدر اين گونه است : « أ لم تر إنزال اللّه من السماء ماء » .
و در اين دعاى شريف صحيفهء سجاديه :
« فقصدتك يا إلهي بالرغبة و أرفدت عليك رجائي بالثقة بك « و علمت أنّ كثير ما أسئلك يسير في وجدك » و أنّ خطير ما أستوهبك حقير في وسعك » . « 1 »
تقدير تأويل به مصدر اين گونه است « علمت يسر كثير ما أسئلك في وجدك » .
هامش
( 1 ) - الصحيفة السجادية : دعاى دوازدهم .