استفهام در حكم مفعول « شعري » است و كاف جارّه و « ما » مصدريه ، و جمله بعد از آن تأويل به مصدر و محلا مجرور ، و جار و مجرور محلا مرفوع خبر مقدم بوده و « واقع » مبتداى مؤخر محذوف است . و باء حرف جر و « أنّ » حرف مشبهة بالفعل و « عباسا » اسم آن و « قطيع » خبر آن كه به « الوتين » اضافه شده است و كلّ اين جمله در محل جر مىباشد و جار و مجرور متعلّق به « أخبروا » است .
معناى شعر : « اى قوم ، كاش مىدانستم كه آيا همانطور كه خبر دادهاند به اينكه عباس مقطوع شده شاهرگ او ، واقع است » .
و الأصحّ : در بين علماى نحو در تعداد حروف مشبهة بالفعل اختلاف است ، جماعتى مانند ابن مالك مىگويند تعداد آنها ششتاست و گروهى ديگر بر اين اعتقادند كه تعداد آنها پنجتاست . به همين جهت اين حروف را « الأحرف الخمسة » ناميدهاند ، و قائلند كه يكى از « إنّ » يا « أنّ » جزء حروف مشبهة بالفعل بوده و ديگرى فرع آن است . سپس اين گروه اختلاف دارند كه كداميك از « إنّ » و « أنّ » اصل و ديگرى فرع آن است .
سيبويه « 1 » و مبرّد و سيوطى « 2 » قائل به فرعيت « أنّ » هستند ، و گروهى ، قائل به فرعيت « إنّ » بوده و آن را جزء حروف اصلى مشبهة بالفعل نمىشمارند .
قول أصح اين است كه « أنّ » فرع « إنّ » است ، زيرا « إنّ » شباهتش به فعل بيشتر است ، چون همانند ماضى ، عامل بوده و غيرمعمول است لكن « أنّ » به اضافه دو معمول خود ، معمول عوامل قبل از خود واقع مىشود .
و من هنا : و از اين جهت كه « أنّ » فرع مىباشد ، صحيح است براى زمخشرى « 3 » كه ادعا كند « أنّما » مفيد حصر در كلام همانند « إنّما » است ، زيرا همواره فرع ، خصوصيات اصل خود را داراست ، بنابراين همانطور كه با اضافه شدن « ما » زائدهء كافه « إنّ » از عمل بازداشته مىشود و معناى آن حصر مىگردد ، فرع آن « أنّ » نيز اگر اين « ما » به آن ملحق شود ، داراى همين خصوصيت و معنا مىگردد .
هامش
( 1 ) - الكتاب : 1 / 325 .
( 2 ) - همع الهوامع : 1 / 132 .
( 3 ) - الكشاف : 3 / 139 .